قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥ - ملاك صدق و كذب در قضايا
بود اگر نسبت آنها با آنچه در خارج است مطابق نباشد.
اكنون سخن اين است كه ملاك راستى و ضابطۀ صدق در قضاياى ذهنيه چيست؟ آنچه بطور قطع و يقين مىتوان گفت اين است كه نسبت حكميه در اينگونه قضايا ما به ازاء خارجى ندارد. بنابراين مطابقت و عدم مطابقت نسبت قضيه با خارج، مطلقا نمىتواند مطرح باشد؛ چنانكه مطابقت و عدم مطابقت نسبت قضيۀ ذهنيه با خود ذهن نيز نمىتواند معنى محصلى دربر داشته باشد. بنابراين مسألۀ صدق و كذب و يافتن ضابطهاى براى آنها، در باب قضاياى ذهنيه با يك نوع پيچيدگى و ابهام مواجه مىگردد. حكماى اسلامى در مقام رفع اين ابهام، ملاك راستين و ضابطۀ صدق در اينگونه قضايا را مطابقت نسبت آنها با نفس الامر دانستهاند.
اكنون سخن اين است كه آيا نفس الامر چه معنى دارد و نسبت آن با خارج و ذهن چگونه است؟
«نفس الامر» در كتب حكماى اسلامى چند گونه تعريف شده كه ذكر همۀ آنها در اينجا، با وضع اين مجموعه كه براساس اختصار بنا نهاده شده است، سازگار نيست. بهترين و معروفترين سخن در باب نفس الامر اين است كه گفته شود كلمۀ «امر» در اينجا اسم ظاهرى است كه به جاى ضمير بكار برده شده است. بنابراين استعمال كلمۀ نفس الامر در مورد يك شىء معادل است با اينكه گفته شود: «الشىء نفسه» و اين همان «خودى» يا «ذات» هر شيئى از اشياء است؛ به طورى كه اگر اين «خودى» يا ذات از شىء سلب گردد ديگر هرگز آن شىء نخواهد بود. مقصود از «خودى» يا ذات در باب نفس الامر چيزى است كه در مقابل و هم يا فرض بىاساس ذهن قرار مىگيرد. بنابراين هم شامل مرتبۀ ماهيت مىشود و هم وجود خارجى و ذهنى را دربر مىگيرد. مرتبۀ ماهيت يا مقام ماهوى، مقامى است كه هيچچيز جز ماهيت در آنجا صدق نمىكند. در مرتبۀ ماهيت نه وجود صادق است و نه عدم، و اين همان چيزى است كه آن را جواز ارتفاع نقيضين در مرتبه ناميدهاند.
با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد به روشنى معلوم مىشود