قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٥٨ - كل هوية سواء كانت واجبة او ممكنة فلا بدلها من لوازم عقلية و فروعات
هويت وجودى، چه واجب باشد و چه ممكن، حد اقل داراى يك سلسله لوازم عقلى است. هرگونه موجودى كه در اين جهان فرض شود، اگر داراى هيچگونه اثرى نباشد، حد اقل داراى عنوان شيئيت يا معلوميت و موجوديت خواهد بود. عنوان معلوميت مانند ساير عناوين مزبور، يكى از لوازم عقلى است كه بر هر موجودى كه در اين جهان فرض شود، مىتواند مترتب گردد؛ زيرا آنچه موجود است مىتواند معقول نيز واقع شود. بدون ترديد معقول واقع شدن براى يك موجود، ناچار يك اثر بهشمار مىآيد. اكنون اگر اين قاعده درست است كه هر موجود، اگرچه پست و دون مرتبه باشد، داراى آثار و لوازم است ناچار بايد گفت هويت واجب الوجود كه اصل همۀ هويتهاى عالم است منشأ و مبدأ همۀ آثار و لوازم هستى بهشمار مىآيد.
باتوجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد، معلوم مىشود ذات پاك واجب الوجود مبدأ همۀ انوار و منشأ همۀ آثار است. اين انوار در نظر جمهور فلاسفۀ اسلامى عقول فعاله بهشمار مىآيند. حكماى مشائى اين انوار را «صور علميۀ حق» ناميدهاند. حكماى اشراقى و پيروان افلاطون نيز آنها را «مثل نوريه» مىخوانند. جمهور متكلمين اسلامى اين انوار را صفات قديم حق بهشمار آوردهاند. معتزله در اين باب عقيدهاى بىسابقه ابراز داشته و اصطلاحى مخصوص به كار بردهاند. در نظر اين گروه آثار حق تبارك و تعالى عبارتند از «احوال» . در باب معنى حال گفتهاند: «حال عبارت است از چيزى كه نه مىتوان آن را موجود خواند و نه مىتوان آن را معدوم ناميد.» بالاخره آنچه در اين باب قابل دقت و تعمق بسيار است، سخن صوفيه را بايد نام برد. اين جماعت آثار خداوند را اسماء حق يا اعيان ثابته ناميدهاند. «اعيان ثابته» نزد عرفا و صوفيه يكى از مسائل اساسى و عميق بهشمار مىآيد. در بيشتر آثار عرفانى اين مسئله مطرح شده و مورد بررسى قرار گرفته است. طرح آن مسئله در اينجا از عهدۀ اين مختصر بيرون است.
اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت صدر المتألهين را جهت