قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤١٤ - نقش قاعده در باب اتحاد عاقل و معقول
«. . . ليس الامر كما زعمته فانه لم يقم على ان كل متضايفين متقابلان لان معنى الاضافة و حدها كون احد المفهومين بحيث يلزم من تعقله تعقل الاخر و مجرد ذلك الحد لا يستلزم تقابلهما فى الوجود و لا تغايرهما فى الحيثية نعم قد يكون بعض الاضافات بخصوصها مما يقتضى التقابل و التخالف فى الوجود بين المتضايفين. . . فالصحيح ان احد اقسام التقابل الاربعة هو تقابل التضايف لا ان احد اقسامه هو التضايف كما توهمه الجمهور. . .» ٣
همانگونه كه در اين عبارت مشاهده مىشود صدر المتألهين بطور صريح و آشكار مىگويد نفس معنى اضافه به هيچوجه مستلزم تقابل ذاتى و دوگانگى در وجود نمىباشد. وى اين سخن را به عنوان يك اصل پايگاه خويش قرار داده و مسئلۀ مهم اتحاد عاقل و معقول را بر آن مبتنى ساخته است. آنچه مىتواند سخن صدر المتألهين را در اين باب با اشكال روبرو سازد اين است كه كسى بگويد حقيقت تضايف را پيوسته دو ماهيت متضايف تشكيل مىدهند بهگونهاى كه هيچيك از دو ماهيت، بدون ماهيت ديگر قابل تعقل نمىباشد. اگر كسى دخالت دو ماهيت را در تشكيل حقيقت تضايف معتبر بشناسد اتحاد ميان دو موجود متضايف را مورد انكار قرار داده است؛ زيرا يك وجود واحد مشخص را نمىتوان وجود براى دو ماهيت ممتاز و متفاوت بهشمار آورد. به عبارت ديگر مىتوان گفت دو ماهيت به يك وجود موجود نمى- گردند. تنها چيزى كه مىتواند موجب صحت سخن صدر المتألهين گردد اين است كه گفته شود حقيقت تضايف از دو مفهوم متضايف تشكيل مىشود؛ ولى هيچيك از دو مفهوم متضايف، يك ماهيت ممتاز بهشمار نمىآيد؛ زيرا يك مفهوم اعتبارى يك ماهيت واقعى نمىباشد.
استاد بزرگوار علامۀ طباطبائى اين اشكال را بر سخن صدر المتألهين وارد دانسته و آن را در تعليقۀ خود بر كتاب الاسفار- الاربعة مطرح ساخته است. اكنون اگر از اين اشكال صرفنظر و سخن صدر المتألهين در اين باب پذيرفته شود، باز هم تمسك به
٣ -الاسفار الاربعة. (چاپ جديد) . ج ٧. ص ٢٣٨-٢٣٩.