قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٨ - علم حصولى و علم حضورى
خارجى از طريق حصول صورت آن در ذهن بروشنى قابل پذيرفتن است و به اين ترتيب صورت ذهنى يك موجود خارجى را «معلوم بالذات» گويند؛ درحالىكه عينيت خارجى آن را «معلوم بالعرض» مىنامند. به عبارت ديگر مىتوان گفت صورت ذهنى يك موجود به علت حضورش در ذهن بدون هيچگونه واسطه و بطور مستقيم براى آدمى معلوم است؛ درحالىكه عين خارجى يك موجود به واسطۀ صورت ذهنى و بطور غيرمستقيم معلوم واقع مىشود. با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد اين مطلب نيز بروشنى معلوم مىگردد كه مسألۀ اتحاد عاقل با معقول، يا عالم با معلوم، در مورد معلوم بالذات صادق است زيرا معلوم بالذات مرتبهاى از مراتب ذهن است كه ناچار با آن متحد است. ولى در مورد معلوم بالعرض مسألۀ اتحاد عالم با معلوم به هيچوجه نمىتواند صحت داشته باشد؛ زيرا معلوم بالعرض همانگونه كه ذكر شد عبارت است از عين خارجى اشياء و عين خارجى يك شىء با جهان ذهن و عالم نفس ناطقه كاملا متفاوت است.
جهت اثبات اتحاد عالم با معلوم در باب علم به غير، كه آن را علم حصولى مىگويند، چندين برهان اقامه شده كه برخى از آنها در باب اتحاد عاقل و معقول اين كتاب ذكر شده است.
شارح كتاب «حكمة الاشراق» در باب علم حصولى عبارتى به كار برده كه در ساير كتب فلسفه و حكمت اسلامى ديده نشده است. وى علم حصولى را علم متجدد يا دانش ديگرگونىپذير ناميده است. دگرگونىپذير بودن اينگونه دانش بخاطر اين است كه اساس آن را مجرد ظهور و صرف حضور تشكيل نمىدهد، بلكه آنچه مىتواند اساس آن را تشكيل دهد همانا تحصيل صورت و نقش معلوم در جهان ذهن است. اين مطلب نيز بسيار روشن است كه اگر چيزى براساس صورت و نقش استوار گردد آمادۀ هرگونه دگرگونى و مستعد هر نوع تجدد خواهد بود. قطب الدين شيرازى كليۀ معلومات منطقى را از اينگونه دانش مىداند و معتقد است معلومات منطقى هرگز از مرحلۀ علم متجدد فراتر نخواهند رفت. آنچه مسلم است اين است كه قطب الدين شيرازى اين نوع تعبير