قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٥٢ - قديم زمانى مصداق خارجى ندارد
گردد. بنابراين بايد گفت قديم زمانى به هيچوجه مصداق خارجى ندارد؛ زيرا آنچه در زمان واقع نمىشود نمىتواند از مصاديق قديم زمانى بهشمار آيد و آنچه در زمان واقع مىشود ناچار زمانى وجود نداشته و سپس موجود گشته است و اين چيزى جز معنى حادث زمانى نمىباشد. بنابراين يك موجود قديم، چيزى جز قديم ذاتى نمىباشد؛ زيرا همانگونه كه گذشت قديم زمانى به هيچ- وجه مصداق خارجى ندارد.
برخلاف آنچه در باب قديم ذكر شد، حادث داراى اقسام گوناگون است. اين اقسام به ترتيب عبارتند از:
١-حادث زمانى.
٢-حادث ذاتى.
٣-حادث دهرى.
٤-حادث اسمى.
١ و ٢-در مورد «حادث زمانى و حادث ذاتى» بهطور اجمال سخن گفته شد و تفاوت ميان آنها نيز مورد بررسى قرار گرفت. جاى هيچگونه ترديد نيست كه هر موجود حادث، اعم از اينكه ذاتى باشد يا زمانى، مسبوق به نيستى خويش است. تنها تفاوت در اين است كه حادث زمانى مسبوق به عدم مقابل يا نيستى واقعى است؛ درحالىكه حادث ذاتى مسبوق به عدم ذاتى يا عدم مجامع مىباشد. عدم مقابل يا نيستى واقعى عبارت است از آنگونه نيستى كه منشأ آن عدم علت تامه نسبت به يك شىء است. عدم ذاتى كه آن را عدم مجامع نيز مىگويند عبارت است از امكان ذاتى كه لازمۀ ماهيت است و هرگز از آن جدا نمىگردد. امكان ذاتى چيزى جز لا اقتضاء بودن ماهيت در حد ذات نسبت به هستى و نيستى نمىباشد. اين نوع عدم را از آن جهت مجامع مىگويند كه با وجود شىء از سوى علت نيز سازگار است؛ زيرا همانگونه كه گذشت حادث ذاتى از جهت اينكه به علت خويش وابسته است موجود است ولى از جهت اينكه به خويش وامانده است معدوم بهشمار مىآيد. ابن سينا در اين مورد جملهاى آورده است كه در ميان حكماى اسلامى بسيار معروف است. آن جمله به اين صورت