قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٦ - جهات سهگانه امورى اعتبارى هستند
امورى اعتبارى هستند، هرگز به اين معنى نيست كه اين معانى يك سلسله امور ذهنى و ادراكى هستند كه هيچ پايگاهى جز جهان انديشه ندارند؛ و اين فقط ادراك و انديشۀ آدمى است كه بر اساس خواستههاى خويش هر لحظه مىتواند آنها را ايجاد نمايد و يا تغيير و تبديل داده و احيانا از ميان بردارد؛ همانگونه كه اين بازى ذهنى در مورد بسيارى از عناوين و مفاهيم اعتبارى انجام مىپذيرد؛ بلكه مقصود از اين سخن اين است كه اين معانى اگرچه در خارج به وجود عينى خارجى موجود نمىباشند ولى بهگونهاى مرموز و حيرتانگيز با جهان عين و خارج بستگى دارند و در متن نفس الامر ريشه داشته، از چشمهسار واقعيت سيراب مىگردند؛ و اين همان معنى است كه در مورد بسيارى از مفاهيم فلسفى كه آنها را «معقولات ثانيه» ناميدهاند مىتواند صادق باشد. بهطور مثال وقتى گفته مىشود «آموختن صنعت نوشتن براى انسان در خارج امكانپذير است» به امكان صنعت نوشتن در خارج حكم مىشود. اين بدان معنى است كه اتصاف انسان به امكان صنعت نوشتن چيزى است كه واقعا در خارج است و به هيچوجه نمىتوان آن را انكار نمود؛ در عين اينكه خود معنى امكان در خارج به وجود خارجى موجود نيست. به اين ترتيب مىتوان گفت در مورد معانى اعتبارى نفس الامرى هميشه ظرف اتصاف جهان خارج است، اگرچه ظرف عروض را عالم انديشه تشكيل مىدهد. به عبارت ديگر مىتوان گفت اگر ذات شىء به يك صفت در جايگاهى مخصوص اتصاف يابد لازم نيست كه آن صفت در آنجايگاه مخصوص حضور عينى داشته باشد. اين مطلب در يك جملۀ كوتاه و پرمعنى بين حكماء اسلامى به عنوان يك قاعده معروف است كه: «ان اتصاف الذات بصفة فى ظرف لا يقتضى ثبوت تلك الصفة فيه لأن ثبوت شىء لشىء فرع ثبوت المثبت له لا فرع ثبوت الثابت.» توجه به اين مسئله كه بين ظرف عروض و ظرف اتصاف يك نوع تفاوت وجود دارد بسيارى از مسائل را در باب امور اعتبارى مىتواند حل نمايد؛ زيرا در امور نفس الامرى ظرف اتصاف جز جهان خارج نمىتواند معنى ديگرى داشته باشد همانگونه كه در اين نوع