قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٥٣ - وجه شىء يا شىء من وجه؟
كند، ماهيات اشياء بهشمار مىآيد. ماهيت هر شىء را جنس و فصل منطقى آن تشكيل مىدهند. تفاوت فصل منطقى با عين صورت خارجى يك شىء در اين است كه فصل منطقى، لا بشرط و قابل حمل است؛ ولى صورت خارجى به هيچوجه قابل حمل نمىباشد. نزديكترين خصلت و خاصيت صورت خارجى، يا اقرب لوازم آن، فصل منطقى را تشكيل مىدهد. به اين ترتيب مىتوان گفت آنچه انسان مىتواند از حقيقت يك شىء ادراك كند، فصل منطقى آن بهشمار مىآيد؛ ولى آنچه از دايرۀ توانائى ادراك بشر بيرون است، عين صورت خارجى مىباشد. خود ابن سينا در كتاب «شفا» مفهوم «حساس» را براى حيوان، فصل منطقى بهشمار آورده و گفته است فصل حقيقى حيوان عبارت است از يك جوهر نفسانى كه تمام هويت يك حيوان را تشكيل مىدهد. فصل حقيقى را «فصل اشتقاقى» نيز خواندهاند. فصل اشتقاقى چيزى است كه مبدأ و منشأ پيدايش فصل منطقى بهشمار مىآيد.
مير سيد شريف جرجانى، شارح كتاب «مواقف» كه از حكماى بزرگ بهشمار مىآيد، بين فصل اشتقاقى و فصل منطقى تفاوت قائل شده و گفته است آنچه از حوزۀ ادراك بشر بيرون است فصل اشتقاقى بهشمار مىآيد ولى آنچه مىتواند مورد تعلق ادراك انسان واقع شود، فصل منطقى مىباشد. به همين جهت است كه وى تركيب ماهيت را از اجزاء حديه موجب حيرت و شگفتى عقول دانسته است.
بيشتر حكماى اسلامى وقتى در مقام تعريف فلسفه برآمدهاند گفتهاند: «فلسفه عبارت است از ادراك حقايق اشياء همانگونه كه در جهان خارج موجودند» ؛ ولى يك قيد به اين تعريف اضافه كرده و گفتهاند: «تا آنجا كه در طاقت بشر باشد» ، مقصود حكما از اضافه كردن اين قيد به تعريف حكمت اين است كه توانائى بشر را در مورد ادراك حقايق جهان هستى مطلق ندانستهاند، زيرا اين مسئله را بخوبى دريافتهاند كه دسترسى به فصول حقيقى و اشتقاقى اشياء و نيل به كنه هستى آنها از حد قدرت بشر خارج است. اختلاف در آراء و عقايد و تشتت در مناهج و مسالك نتيجۀ