قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٥١ - ان الوقوف على حقايق الاشياء ليس فى قدرة البشر
بهگونهاى آشكار، اين مسئله را به اثبات مىرساند كه ادراك حقايق اشياء براى بشر امكانپذير است؛ زيرا معنى وجود ذهنى اين است كه هريك از ماهيات همانگونه كه در جهان خارج موجود است، در عالم ذهن نيز مىتواند وجود پيدا كند. تنها تفاوت ميان موجود خارجى و موجود ذهنى در اين است كه يك موجود خارجى همواره منشأ ترتب آثار است ولى موجود ذهنى منشأ ترتب آثار خارجى نمىباشد. به اين ترتيب مىتوان گفت كسانى كه وجود ذهنى را در آثار خويش اثبات كردهاند، نمىتوانند ادراك حقايق اشياء را مورد انكار قرار دهند. در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر اثبات وجود ذهنى با مفاد اين قاعده منافات دارد، سخن ابن سينا و ملا صدرا را در اين باب چگونه مىتوان توجيه كرد؟
در مقام پاسخ به اين پرسش گفته مىشود مقصود بو على سينا از مطرح ساختن اين قاعده در آثار خويش، اين است كه علم تفصيلى به كنه حقايق هستى از دايرۀ توانائى ادراك بشر بيرون است ولى ادراك ماهيت اشياء به هيچوجه در سخن وى مورد انكار واقع نشده است؛ زيرا همانگونه كه گذشت اگر كسى تسليم وسوسه و سفسطۀ سوفسطائيان نشود و به نوعى واقعيت اعتراف كند ناچار به امكان ادراك ماهيت اشياء نيز اعتراف خواهد كرد. استاد بزرگوار مرحوم علامه طباطبائى در تعليقهاى كه بر كتاب اسفار نوشته است سخن ابن سينا را در باب اين قاعده توجيه و تفسير كرده و مىگويد: «ما ذكره الشيخ و ان كان حقا فى الجملة، لكن ينبغى تقييده بالعلم التفصيلى الاكتناهى بالحدود، و الا فمن البين ان اثبات الوجود الذهنى قول بتحقق العلم بماهيات محفوظة فى الوجودين بعينها، و هو القول بحصول العلم بحقيقة الاشياء فى الجملة، بل نفى السفسطة و اثبات العلم الحقيقى يوجب القول بحصول العلم بحقايق الاشياء فى الجملة-كما هو ظاهر بأدنى تأمل.» ٢
٢ -همانجا. حاشيۀ ط.