قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٠٥ - نامهاى مختلف هيولا
اولى از هستى و نصيب آن از وجود، همان قوۀ وجود است. قوۀ وجود اگرچه داراى فعليت وجود نمىباشد ولى به هيچوجه نمىتوان آن را از اقسام عدم بهشمار آورد. بطور مثال گفته مىشود وجود سايه نسبت به شعاع نور و درخشندگى خورشيد، نمىتواند از اقسام نور بهشمار آيد؛ ولى وجود سايه نسبت به تاريكى مطلق و ظلمت محض، مرتبهاى از مراتب نور بهشمار مىآيد.
به اين ترتيب مىتوان گفت مادۀ اولى يا هيولاى نخستين چيزى جز قوۀ محض و قبول صرف نمىباشد. حاج ملا هادى سبزوارى اين معنى را به عنوان تعريف براى هيولاى اولى در قالب يك بيت به رشتۀ نظم كشيده و مىگويد:
بجوهر ذا محض قوة الصور جسمية حد الهيولى مشتهر ٢
كار هيولا تنها قبول و پذيرش است. نسبت قابليت و استعداد به هيولا همانند نسبت فاعليت و ايجاد به ذات مقدس حق تعالى است؛ يعنى همانگونه كه در مورد حق تبارك و تعالى فعل از فاعل جدا نيست و صفات حق عين ذات وى بهشمار مىآيند؛ در مورد هيولاى اولى نيز قبول از قابل يا پذيرش از پذيرنده جدا نمىباشد. فعل جاويدان حق از يك سوى و پذيرش بىپايان هيولاى اولى از سوى ديگر جريان جاودانۀ جهان را جان مىبخشد.
نامهاى مختلف هيولا
در كتب حكمت و فلسفۀ اسلامى هيولا به نامهاى مختلف ناميده شده است. اطلاق نامهاى گونهگون در مورد هيولا بر سبيل تفنن يا بازى با الفاظ صورت نگرفته، بلكه مناسبتهاى مختلف در موارد گونهگون موجب پيدايش اختلاف در اسامى هيولا گشته است. اسمهاى مختلف كه در مورد هيولا به كار برده شده به ترتيب زير است:
١-عنصر.
٢-اسطقس.
٢ -همان كتاب. ص ٢١٤.