قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٩٩ - كينونة كل شىء انما يكون بحسب المحل
مؤخر و در مقام معلول قرار گرفتهاند. بطور مثال اگر ماهيت انسان را مورد بررسى قرار دهيم، متوجه خواهيم شد كه داراى چنين مرتبه از وجود است. مراتب وجودى انسان را مىتوان به ترتيب زير برشمرد و مورد ارزيابى قرار داد:
١-انسان عقلى در عالم عقل.
٢-انسان خيالى در جهان خيال.
٣-انسان حسى در مرتبۀ حس.
٤-انسان عينى در جهان خارج.
٥-انسان لفظى در عالم الفاظ.
٦-انسان كتبى در جهان نقوش و خطوط.
ماهيت در هر مرتبه از مراتب هستى خويش داراى نوعى از ظهور است كه برحسب آن ظاهر مىگردد. مانند اينكه ماهيت انسان در مقام عقل، به وجود عقلى؛ و در مقام خيال، به وجود خيالى؛ ظاهر مىگردد. چنانكه همين انسان در مرتبۀ حس به وجود حسى؛ و در عالم عين، به وجود عينى؛ و در جهان لفظ و كتابت به وجود لفظى و كتبى ظاهر خواهد شد. به اين ترتيب مىتوان گفت مراتب هستى و درجات وجود يك شىء داراى شدت و ضعف مىباشد، بهگونهاى كه هريك از مراتب مافوق واجد مراتب مادون خويش است؛ ولى هيچيك از مراتب پائين واجد مراتب بالا نيست. در اين هنگام مىتوان ادعا كرد كه چون علم به هريك از مراتب مافوق علم به جميع مراتب مادون است و حق تعالى نيز به جميع مراتب هستى اشياء، عالم است ماهيت يك شىء بطور مكرر براى وى معلوم است. در جاى وجود يك شىء و معلوم بودن مكرر آن براى حق تبارك و تعالى مانند آيينههاى متعددى است كه صورت شىء در آنها بطور مكرر منعكس مىگردد. به اين ترتيب ذات مقدس حق تبارك و تعالى نسبت به اشياء اين عالم، پيش از اينكه به منصۀ ظهور و بروز مادى برسند، بطور مكرر عالم است زيرا هريك از اشياء پيش از اينكه در اين جهان حادث گردند داراى اكوان سابقه و اطوار سالفه مىباشند.
از آنچه تاكنون گذشت بهروشنى معلوم مىشود برحسب مراتب