قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٩٧ - برداشت نادرست
مسئلۀ سرعت يا كندى در حركت، به عنوان يك مثال، جهت اثبات قيام يك عرض به عرض ديگر تنها مطابق سليقۀ متكلمين مىتواند اعتبار داشته باشد؛ زيرا همانگونه كه گذشت، متكلمين صفت كندى را عارض بر حركت مىدانند و وجود حركت را نيز از عوارض جسم بهشمار مىآورند.
اكنون در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر كسانى به پيروى از صدر المتألهين، به اصل حركت در جوهر اعتقاد داشته باشند آيا باز هم مىتوانند حركت را از عوارض جسم بهشمار آورند؟ ممكن است گفته شود مقصود متكلمين از ذكر اين مثال، تنها برخى از انواع حركت است. جاى هيچگونه ترديد نيست كه مقصود متكلمين از ذكر اين مثال چيزى جز حركت عرضى نبوده است. ولى پرسش در اينجاست كه آيا با وجود حركت دو جوهر جهان، نقش حركت عرضى چيست؟ آنچه مسلم است اين است كه اگر كسانى حركت را نحوۀ وجود و گونهاى از هستى بدانند، ديگر نمىتوانند آن را تنها يكى از عوارض جسم بهشمار آورند.