قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٨٤ - بالقوه صرفنظر از زمان بعد از بالفعل است
تحقق يابد. حامل قوه را برحسب اصطلاح «ماده» مىخوانند. معنى اين سخن آن است كه قبل از هر موجود حادث، مادهاى وجود دارد كه حامل قوۀ آن بهشمار مىآيد. حامل قوۀ يك شىء، خود جوهرى است كه فعليت آن جز قوه بودن براى اشياء چيز ديگرى نمىباشد. به اين ترتيب مىتوان گفت نسبت ميان قوه و حامل قوه كه آن را «ماده» مىنامند، نسبت ميان جسم تعليمى و جسم طبيعى است. يعنى همانگونه كه جسم تعليمى تعين جسم طبيعى بهشمار مىآيد، قوۀ يك شىء مخصوص نيز تعين مادۀ مبهم، كه حامل آن است، بهشمار مىآيد.
اكنون كه معلوم شد حامل قوه، جوهرى است كه فعليت آن جز قوه بودن براى اشياء چيز ديگرى نمىباشد، ناچار بايد گفت يك جوهر بالقوه پيوسته قائم به يك فعليت است؛ به همين جهت است كه گفتهاند مادۀ نخستين يا هيولاى اولى هرگز بدون صورت تحقق نمىپذيرد. بقاى هيولاى اولى و دوام مادۀ نخستين جز از طريق تعاقب صور و پىدرپى آمدن فعليات امكانپذير نمىگردد. باتوجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد بروشنى معلوم مىشود فعليت هميشه بر قوه مقدم است. اين ادعا گزاف نيست اگر گفته شود آنجا كه فعليت نباشد قوه به هيچوجه تحقق نمىيابد.
اين مسئله نيز شايان ذكر است كه آنچه تاكنون مورد بررسى واقع شد تنها در مورد پديدههاى جهان طبيعت مىتواند صادق باشد؛ زيرا هر موجود كه در اين جهان حادث شود، ناچار بايد به رنگ تركيب از قوه و فعل مورد بررسى قرار گيرد؛ ولى اگر موجود، صرفنظر از زمان و بيرون از چهارچوب عوارض مادى مورد بررسى واقع شود ناچار از هرگونه قوه و استعداد بركنار مىماند و چيزى جز فعليت محض در آنجا نمىتواند مورد بحث و گفتگو واقع شود.
تقدم بالعليه نيز يكى ديگر از انواع تقدم فعل بر قوه بهشمار مىآيد؛ زيرا يك موجود بالقوه براى رسيدن به مقام فعليت خويش پيوسته نيازمند به يك موجود بالفعل است.
تقدم بالشرف نيز در مورد تقدم فعل بر قوه نبايد فراموش