قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٨٠ - آيا بطور مطلق مىتوان گفت قوه قبل از فعل است؟
به اين ترتيب است كه گفتهاند: فلان موجود داراى قوهاى است كه مىتواند چنين شود و چنان گردد. معنى اين سخن آن است كه فلان موجود مىتواند بسيارى از چيزها را بپذيرد.
آنچه در اينجا ذكر شد سرگذشت كلمۀ قوه و موارد كاربرد آن را نزد مردم، اگرچه بطور اجمال، تا حدودى نشان مىدهد. در همين مورد است كه حكما از يك نوع مناسبت كه بين معنى متعارف كلمۀ قوه و معنى فلسفى آن وجود داشت، استفاده كرده و آن را در معنى فلسفى بدانگونه كه خود مىانديشيدهاند به كار بردهاند.
پديدههائى كه با گذشت زمان يكى پس از ديگرى در جهان پيدا مىشوند، در يك چيز با يكديگر مشتركاند و آن اين است كه هريك از پديدهها پيش از آنكه به منصۀ بروز و ظهور برسد داراى نوعى امكان است كه با حيثت قبول و عنوان پذيرش منطبق است. به همين جهت وجود شىء را از جهت امكان و آمادگى براى قبول و پذيرش اشياء ديگر قوه ناميدهاند؛ و در مقابل اين معنى، وجود شىء را از جهت اينكه هماكنون داراى آثار مخصوص خويش است، فعليت خواندهاند. به اين ترتيب معلوم مىشود هر پديدهاى از پديدههاى بىشمار، كه در اين جهان به منصۀ ظهور مىرسد، پيش از پيدايش خود داراى نوعى امكان مىباشد. اينگونه امكان پيش از پيدايش پديده را «قوه» مىنامند. بنابراين قوۀ يك پديده، در جريان پيدايش آن در زمان ناچار بايد پيش از پيدايش و قبل از فعليت آن وجود داشته باشد، و به اين ترتيب مىتوان ادعا كرد كه در جريان زمان پيوسته قوه قبل از فعل است.
برخى از حكماى قديم به اين حد اكتفا نكرده و چنين پنداشتهاند كه قوه بطور مطلق قبل از فعل است. در نظر اين گروه سابق بودن قوه و لا حق بودن فعل، هم از جهت ذات و هم از جهت زمان، قابل انكار نمىباشد. اين نوع تفكر و اين طرز انديشه، پيدايش يك سلسله عقايد و افكار را به دنبال داشت؛ از جمله اينكه هيولاى اولى يا مادۀ نخستين پيش از هرگونه صورت و بدون هر نوع فعليت و تعين، هميشه موجود بوده است. اين مادۀ نخستين كه پيش از هرگونه فعليت موجود بوده است، همواره از سوى يك فاعل به