قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٥٩ - ليس لفعل الحق تبارك و تعالى لمية غير ذاته
وى براى اثبات اين مدعا برهان اقامه كرده است.
برهان امام رازى در اين باب به اين ترتيب است كه گفته مىشود: كسى كه براساس يك انگيزه و غرض كارى را انجام مىدهد از اين دو حالت نمىتواند بيرون باشد كه:
١-وجود فعل و عدم آن در نظر فاعل يكسان است.
٢-وجود فعل و عدم آن در نظر فاعل يكسان نيست.
در صورت نخست كه وجود و عدم فعل در نظر فاعل يكسان نمايد به هيچوجه نمىتوان گفت فاعل در انجام فعل انگيزهاى داشته يا غرضى را تعقيب مىكند؛ اما در صورت دوم كه يكى از دو طرف وجود فعل يا عدم آن در نظر فاعل ترجيح يافته باشد، ناچار بايد گفت آنچه در نظر فاعل رجحان يافته براى وى افضل است. اكنون اگر فاعل آنچه را براى وى افضل است به انجام نرساند ناچار بايد گفت به آنچه براى وى افضل است نرسيده است و در اين صورت جاى هيچگونه ترديد باقى نمىماند كه فاعل، مادام به آنچه براى وى افضل است نرسيده است، ناچار ناقص و ناتمام خواهد بود. نتيجۀ اين مقدمات آن است كه هرگاه فاعل براساس يك انگيزه و غرض، كارى را انجام دهد ناچار بايد گفت آن فاعل داراى كمبودهائى است كه مىخواهد با انجام كار آن كمبودها را جبران كرده و خود را كامل نمايد.
عبارت امام رازى در اين باب چنين است: «الفصل الثانى عشر فى ان كل من فعل فعلا لغرض فهو ناقص. (برهانه) ان الذى يفعل فعلا لغرض فلا يخلو اما ان يكون وجود ذلك و عدمه بالنسبة اليه سواء و اما ان لا يكون الأمر كذلك. فان كان الأمر ان عنده سواء استحال ان يصير احدهما حاملا له على فعل احد الجانبين. فحينئذ لا يكون احد الجانبين غرضا للفاعل و اما ان كان احد الجانبين ارجح عند الفاعل من الثانى، فلا بد و ان يكون ذلك الأرجح اولى لذلك الفاعل؛ فالفاعل اذا لم يفعل ذلك الفعل لم تحصل له تلك الأولوية. . .» ١
١ -امام فخر رازى. المباحث المشرقية. ج ١. ص ٥٤٢-٥٤٣.