قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٢٨ - آيا مىتوان از اين قاعده به اصل حركت در جوهر راه يافت؟
بسيط چيز ديگرى نيست؛ به همين جهت است كه در نظر اهل تحقيق، ذات در مشتق معتبر مأخوذ نيست و مفهوم شىء نيز در مشتق اعتبار نشده است.
علماى علم اصول فقه نيز به اين حقيقت اعتراف كرده و بيشتر آنان بسيط بودن مشتق را با براهين متعدد اثبات كردهاند. برخى از علماى علم اصول فقه در اين مسئله تا جائى پيش رفتهاند كه خصلت فلسفى آن از ميان رفته و تبديل به يك مسئله لغوى و لفظى گشته است. ٢
مرحوم آخوند ملا محمد كاظم خراسانى نيز اين مسئله را در كتاب «كفاية الاصول» خود مورد بحث و بررسى قرار داده است ولى در اين باب از حدود مباحث عقلى خارج نگشته است.
صاحب كتاب «مطالع» نيز بهگونهاى با اين مسئله روبرو شده و بآسانى از آن گذشته است.
نخستين كسى كه با اين مسئله بهگونهاى بسيار جدى روبرو شده و براى اثبات آن براهين محكم و استوار اقامه كرده است، مير سيد شريف را بايد نام برد. اين حكيم محقق مىگويد: مفهوم شىء به هيچوجه نمىتواند در مفهوم مشتق مأخوذ و معتبر باشد؛ زيرا اگر مفهوم شىء را در مفهوم ناطق بطور مثال مأخوذ و معتبر بدانيم، لازمۀ آن اين خواهد بود كه عرض عام داخل در فصل جوهرى گردد. دليل اين امر آن است كه مفهوم شىء بودن، يك مفهوم عام عرضى بهشمار مىآيد درحالىكه مفهوم نطق در معنى فلسفى و منطقى خود نسبت به نوع انسان يك مفهوم ذاتى و جوهرى است. اكنون اگر فصل جوهرى انسان، يعنى ناطق، مركب از شىء و نطق باشد لازم مىآيد فصل از مقام جوهرى بودن خويش تنزل كرده و تا مرحلۀ يك عرض عام سقوط نمايد.
محقق شريف در مقام اقامۀ يك برهان ديگر براى اثبات اين مسئله مىگويد: اگر مفهوم شىء در مشتق مأخوذ و معتبر باشد، لازمۀ آن اين خواهد بود كه مادۀ امكان خاص در قضايا به ضروريۀ
٢ -براى تحقيق بيشتر مراجعه كنيد به: اجود التقريرات تأليف سيد ابو القاسم خوئى. ج ١. ص ٧٧.