قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٢٦ - آيا مىتوان از اين قاعده به اصل حركت در جوهر راه يافت؟
شده و يك معنى عرضى را، كه همواره در مقابل معنى ذاتى واقع مىشود؛ با مقولۀ عرض، كه تنها در مقابل جوهر قرار مىگيرد، مخلوط كردهاند. خلط بين مقولۀ عرض و آنچه آن را عرضى مىخوانند منشأ مشاجره و مجادلههاى بسيار شده است. عبارت ابن سينا در اين باب چنين است. «و اما العرضى فهو كل ما عددناه مما ليس بذاتى و قد يغلط فيه فيظن انه العرض الذى هو المقابل للجوهر الذين سنذكر هما بعد. و ليس كذلك؛ فان العرضى قد يكون جوهرا كالابيض و العرض لا يكون جوهرا كالبياض.» ١
بنابراين تفاوت ميان «عرض» و آنچه آن را «عرضى» مى- خوانند در اين است كه عرض به عنوان يك مقوله، قابل حمل نيست؛ درحالىكه آنچه آن را عرضى مىخوانند پيوسته محمول واقع مىشود. دليل اين امر چيزى جز اين نيست كه عرض به عنوان يك مقوله همواره بشرط لا از حمل مورد ملاحظه واقع مىشود؛ ولى آنچه آن را عرضى مىخوانند پيوسته لا بشرط از حمل لحاظ مىگردد. مثلا مىتوان گفت تفاوت ميان عرض و آنچه آن را عرضى مىخوانند چيزى جز تفاوت ميان سواد و اسود يا بياض و ابيض نيست. تفاوت ميان سواد و اسود يا بياض يا ابيض و مانند آن تنها در اين است كه سواد به عنوان يك مقوله بشرط لا از حمل مورد ملاحظه واقع مىشود؛ ولى اسود به عنوان يك امر عرضى پيوسته لا بشرط از حمل لحاظ مىگردد. سواد، به عنوان يك مقوله محمول واقع نمىشود؛ ولى اسود، به عنوان يك امر عرضى پيوسته محمول واقع مىشود.
مشتق و مبدأ اشتقاق
باتوجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد، اين مسأله نيز به روشنى معلوم مىگردد كه تفاوت ميان مشتق و مبدأ اشتقاق چيزى جز تفاوت ميان عرض و عرضى نيست؛ يعنى همانگونه كه تفاوت بين عرض و عرضى چيزى جز تفاوت بين دو اعتبار لا بشرط و
١ -ابن سينا. النجاة (چاپ مصر) . ص ٧.