قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣١١ - آيا آگاهى از تن نيز آگاهى حضورى به شمار مىآيد؟
گفتهاند: «النفس فى وحدته كل القوى» . نفس ناطقه در عين اينكه يك چيز است همۀ نيروها و شؤون خود را نيز شامل مىگردد.
لازم به يادآورى است كه آنچه در اين رساله مورد بحث و بررسى قرار مىگيرد، يك سلسله قواعد فلسفى است كه در ميان حكماى اسلامى مورد گفتگو واقع شده و زيربناى برخى از مسائل قرار گرفته است. عقايد فلاسفۀ غرب، در اينجا مورد بررسى واقع نمىشود مگر بندرت. در مورد مسئلۀ تن و خودآگاهى، يكى از فلاسفۀ مغربزمين عقيدهاى اظهار داشته كه نقل آن در اينجا بىمناسبت نيست.
فيلسوف اروپائى گابريل مارسل، كه از بزرگان مكتب اگزيستانسياليسم بهشمار مىآيد آگاهى انسان را نسبت به تن خويش يك تجربۀ بىواسطه و از علم حضورى بهشمار آورده است. عين سخن وى در اين باب به ترجمه و نقل از كتاب فلسفۀ عمومى پل فوليكه چنين آمده است: «من چون نسبت به تن خود علم دارم يعنى آن را هم به عنوان شىء خارجى و غير خود (يعنى تن) ، و هم به عنوان شىء غير خارجى (يعنى تن خود) ادراك مىكنم، بالنسبه به آن است كه هر وجودى براى من تعريف و شناخته مى- شود. تصديق به وجود خارجى يك موجود يا يك چيز بالجمله تصديق به اين است كه اين موجود يا اين چيز هم سنخ تن من است و متعلق به همان عالم. اشياء براى من بدان اندازه كه من آنها را به عنوان ادامۀ تن خود تلقى مىكنم وجود دارد. . .» ٢
٢ -پل فولكيه فلسفۀ عمومى يا ما بعد الطبيعه. ترجمه يحيى مهدوى. (چاپ دانشگاه تهران) . ص ٣٢١.