قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٠٥ - ازل هماكنون نيز ازل است
زمانى به هيچوجه معقول نمىباشد. وقتى بين يك موجود ازلى و يك موجود حادث هيچگونه فاصلۀ زمانى وجود نداشته باشد ديگر نبايد با واپس رفتن در خط ممتد زمان به جستجوى حقيقت ازل پرداخت. يكى از بزرگان اهل معرفت مثالى در اين باب ذكر مى- كرد كه جالب توجه است. وى مىگفت اگر كسى بامدادان كه سر از بستر برمىدارد نورى را از درون پنجره مشاهده نمايد ناچار در مقام جستجو برآمده و مشتاق است از منشأ آن آگاهى حاصل نمايد. براى آگاهى از منشأ نور ممكن است از دو طريق به جستجو پردازد: طريق نخست اين است كه لحظههاى گذشتۀ زمان را مورد بررسى قرار دهد و به دنبال خط ممتد زمان بسوى گذشته باز گردد. شايد در آغاز كار چنين پندارد كه اگر لحظههاى گذشتۀ زمان را مورد بررسى قرار دهد، سرانجام از منشأ نور مطلع خواهد شد. ولى آنچه مسلم است اين است كه اگر همۀ لحظههاى زمان گذشته را مورد بررسى قرار دهد هرگز به منشأ نور نخواهد رسيد و در واقع راه وى از اين طريق بر تركستان است. طريق دوم اين است كه راه بازگشت به زمان گذشته را رها كرده و براى يافتن واقعيت نور به جستجو برخيزد و با گشودن پنجره است كه واقعيت منشأ نور براى وى آشكار مىگردد.
به اين ترتيب بايد گفت طريق وصول ازليت، بازگشت به زمان گذشته نمىباشد. اهل معرفت طريق وصول به اين مقصود را تنها شكستن باب نفس و سير در باطن مىدانند. در اينجا با نقل دو بيت از عارف بزرگ شيخ فريد الدين عطار اين مبحث را به پايان مىبريم:
جان نهان در جسم و تو در جان نهان
اى نهان اندر نهان اى جان جان
هم ز جمله پيش و هم پيش از همه
جمله از خود ديده و خويش از همه ٩
٩ -فريد الدين عطار. منطق الطير. (چاپ اصفهان) . ص ١٦.