قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٠٤ - ازل هماكنون نيز ازل است
صيغۀ ماضى كه به صورت كلمۀ كان در جملۀ معروف «كان الله و لم يكن معه شىء» استعمال شده است، معنى زمان گذشته را دربر دارد و خداوند در گذشتۀ بسيار دور هنگامى وجود داشته است كه هيچ موجود ديگرى نبوده است.
جاى هيچگونه ترديد نيست كه اين جمله دربارۀ خداوند سبحان، به همان معنى كه در گذشته صادق است، به همان معنى نيز در حال حاضر صدق مىنمايد. به همين جهت برخى از حكما گفتهاند «كان اللّه و لم يكن معه شىء-و الان كما كان» ؛ معنى اين سخن آن است كه چون هستى خداوند برتر از زمان است، اكنون و گذشته در مورد وى يكسان است، در مرتبۀ وجود خداوند سبحان هيچچيز ديگر نمىتواند وجود داشته باشد. اين يك واقعيت است كه جريان زمان آن را دگرگون نمىسازد و در همۀ لحظههاى زمان بطور يكنواخت صدق مىنمايد. در گذشتۀ بسيار دور چنين بوده است، هماكنون نيز چنين است و در آينده نيز چنين خواهد بود.
با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد بايد گفت تقدم يا پيش بودن خداوند بر جهان آفرينش، از نوع تقدم بالذات بهشمار مىآيد. زيرا در اين نوع از تقدم، كه شامل تقدم و سبق بالعلية نيز مى- شود، انفكاك و جدائى سابق بر لا حق به هيچوجه جايز شمرده نمىشود. علت و معلول هميشه در زمان با يكديگر توأماند و اين همان چيزى است كه آن را به حسب اصطلاح «معيت در زمان» ناميدهاند.
آنچه مىتواند اين نوع تقدم يا پيش بودن را توجيه نمايد، چيزى جز سبق و تقدم در مرتبه نيست. بطور مثال گفته مىشود هنگامى كه شخص به وسيلۀ يك كليد نسبت به گشودن درب خانه اقدام مىكند، حركت دست وى علت حركت كليد و در نتيجه گشوده شدن درب خانه است، ولى حركت دست شخص به هيچوجه از حركت كليد جدا نيست و هيچگونه فاصلۀ زمانى در اين باب نمىتواند وجود داشته باشد. به اين ترتيب بايد گفت همانگونه كه تقدم علت بر معلول در يك فاصلۀ زمانى به هيچوجه معقول نيست تقدم ازل بر زمان، يا قديم بر حادث، نيز در يك فاصلۀ