قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٩١ - حصول المعلول عند حصول العلة واجب
پاسخ سوم [كه خداوند مىداند كداميك از معلومات در جهان به وقوع مىپيوندد و كداميك از آنها هرگز تحقق نمىيابد]
گروهى ديگر از متكلمين در مقام پاسخ به پرسش ياد شده مىگويند خداوند متعال به همۀ معلومات، عالم است؛ آنچه دانستنى باشد، مىداند؛ و هيچچيز نمىتواند از حيطۀ علم او بيرون بوده باشد. معنى اين سخن آن است كه خداوند مىداند كداميك از معلومات در جهان به وقوع مىپيوندد و كداميك از آنها هرگز تحقق نمىيابد. به اين ترتيب گفته مىشود آنچه را خداوند مى- داند كه در عالم تحقق پيدا مىكند مورد اختيار و ارادۀ خويش قرار مىدهد؛ زيرا اگر آنچه خداوند به وقوع آن عالم است. تحقق نپذيرد لازم مىآيد علم خداوند به جهل تبديل گردد (تعالى عن ذلك علوا كبيرا) . به همين ترتيب گفته مىشود آنچه را خداوند مىداند كه هرگز در جهان تحقق پيدا نمىكند، مورد اراده و اختيار خويش قرار نمىدهد. زيرا چيزى كه وجودش در عالم محال و ممتنع است، مورد تعلق اراده واقع نمىگردد؛ و اين بدان جهت است كه خواستن امر محال خود يك امر محال بهشمار مىآيد.
اين طرز تفكر و اين نوع انديشه را در رباعى معروفى كه به حكيم عمر خيام منسوب است مىتوان نشان داد:
من مى خورم و هركه چو من اهل بود
مى خوردن من به نزد او سهل بود
مى خوردن من حق ز ازل مىدانست
گر مى نخورم علم خدا جهل بود
عبارت امام فخر رازى در اين باب چنين است: «(و منهم من قال) ان الله تعالى عالم بجميع المعلومات فيعلم اى المعلومات ستقع و ايها لا تقع و ما علم منه انه سيقع يكون واجب الوقوع لأنه لو لم يقع لأنقلب علمه جهلا و اذا كان هو متعينا للوقوع و غيره ممتنع الوقوع لا جرم يريد ما يعلم انه يقع و لا يريد غيره لأن ارادة- المحال محال.» بين آنچه در شعر خيام آمده و آنچه در كتاب مباحث المشرقيۀ امام رازى ذكر شده چندان تفاوت ديده نمىشود. ٢
٢ -همانجا.