قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٨٧ - حصول المعلول عند حصول العلة واجب
جاى هيچگونه ترديد نيست كه اگر صدور فعل از مبدأ كامل بطور امكان صورت پذيرد ناچار نيازمند علت خواهد بود؛ زيرا ترجيح يافتن يكى از دو طرف امر ممكن الوجود بدون يك مرجح خارجى امكانپذير نمىباشد. در اينجا لازمۀ اين سخن آن خواهد بود كه مبدأ كامل بدون يك مرجح خارجى منشأ تأثير واقع نگردد، و اين چيزى است كه با اصل مفروض مطابقت ندارد؛ زيرا مفروض اين است كه مبدأ فعل از هر جهت كامل است و هيچگونه نيازى به غير خويش ندارد. نتيجۀ اين مقدمات آن است كه صدور فعل از مبدأ كامل هميشه و بطور ضرورت و وجوب صورت مى- پذيرد. اكنون اگر كسى بگويد صدور فعل از مبدأ كامل نه به طريق اول است و نه به طريق دوم بلكه فقط از طريق سوم صورت تحقق مىپذيرد؛ يعنى تأثير خداوند در غير خويش بواسطۀ امرى انجام مىشود كه از لوازم ذاتى وجود وى بهشمار نمىآيد؛ در اينجا گفته مىشود آيا آن امرى كه از لوازم ذاتى وجود حق تبارك و تعالى بهشمار نمىآيد، و در عينحال واسطۀ فعل وى قرار مى- گيرد، خود حادث است يا قديم؟ قديم بودن آن علاوه بر لزوم اشكال تعدد قديم، هيچ مشكلى را حل نمىكند؛ زيرا مشكل ربط حادث به قديم همچنان به قوت خود باقى مىماند. اما اگر گفته شود امرى كه واسطۀ فعل حق تبارك و تعالى قرار مىگيرد خود، حادث است، اين پرسش دربارۀ چگونگى حدوث آن دوباره تكرار مىگردد كه آيا حدوث آن چگونه با علت قديم در ازل ارتباط پيدا مىكند؟ پاسخ آن هرچه باشد پرسش ديگرى برمىآيد و اين زنجيرۀ پرسش و پاسخها تا بىنهايت نمىتواند ادامه يابد. ناچار اين سلسله به واجب الوجود بالذات پايان مىپذيرد و در آنجا سخن گذشته از نو بازمىگردد كه فعل خداوند هميشه و بطور ضرورت و وجوب انجام مىپذيرد.
برخى از متكلمان در مقام دفاع از معنى حدوث نسبت به جهان آفرينش برآمده و مىگويند: خداوند، فاعل مختار است و ممكن است با اختيار قديم و ازلى خويش يك شىء معين را در وقت معين ايجاد نمايد. به اين ترتيب مىتوان گفت اگرچه نفس