قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٨ - معنى عبارت كتاب گوهر مراد
چنانكه گوئى كه «كاتب شاعر است» و مراد آن نباشد كه مفهوم كاتب شاعر است؛ بلكه مقصود آن بود كه ذات انسان متصور به عنوان كاتب شاعر است. پس هرگاه شىء معلوم به ذات باشد نه به عنوان حالى از احوال، گويند آن شىء معلوم به كنه است؛ و چون معلوم به عنوان حالى باشد گويند معلوم به وجه بود و علم به وجه علم به كنه وجه باشد و علم به وجه ذات. . .» ١٢
معنى عبارت كتاب گوهر مراد
آنچه از بررسى عبارت كتاب گوهر مراد بروشنى معلوم مىشود چند نكته است كه عبارتند از:
١-علم به مقام ذات اشياء همواره يك نوع تصور است؛ يعنى مقام ذات هر شىء و مرتبۀ ماهيت آن، بدون ملاحظۀ هرگونه صفت يا حالى از احوال كه به آن وابستهاند، جز در تصور درنمىآيد.
٢-تصديق در جائى تحقق پيدا مىكند كه علم انسان به صفتى از صفات يا حالى از احوال ذات تعلق داشته باشد؛ به عبارت ديگر مىتوان گفت معلوم تصديقى، هميشه عبارت است از صفتى از صفات يا حالى از احوال يك شىء.
٣-صفت يك شىء گاهى وسيلۀ ملاحظۀ آن شىء قرار مىگيرد و در اين هنگام مىتواند به منزلۀ ذات آن شىء واقع شود و حكمى از احكام ذات بر آن بار گردد؛ مانند صفت كاتب كه مىتواند به جاى ذات انسان، موضوع واقع شود و حكم شاعر، كه صفت ديگر است، بر آن بار گردد. ناگفته نماند كه در اين هنگام ذات شىء، معلوم من وجه است؛ يعنى مقام ذات از دريچۀ يك چهرۀ خاص قابل تصور است. درحالىكه هرگاه ذات شىء خودبهخود، بدون اينكه حالى از احوال آلت ملاحظۀ آن واقع شود، در تصور آيد معلوم به كنه ذات محسوب مىگردد.
١٢ -ملا عبد الرزاق لاهيجى، گوهر مراد، (چاپ سنگى-تهران) ، ص ٣١.