قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٦٨ - الحركة لا تقع فى الان
١١٨
الحركة لا تقع فى الان
اگر وجود زمان در خارج، به آنات غير متناهى قابل تقسيم باشد، ناچار بايد گفت حركت در آن مفروض واقع نمىشود؛ زيرا وقوع حركت در آن مفروض، مستلزم اعتراف به وجود جزء لا يتجزى در مسافت خواهد بود، درحالىكه وجود جزء لا يتجزى از سوى حكما به شدت مورد انكار قرار گرفته و براهين قاطع جهت بطلان آن اقامه شده است. بيان ملازمۀ بين وقوع حركت در آن مفروض و اعتراف به وجود جزء لا يتجزى به اين ترتيب است كه گفته مىشود وقوع حركت در هر مقوله از مقولات، مستلزم گذشت زمان و طى مسافت است. اكنون اگر وجود زمان به آنات غيرمتناهى قابل تقسيم باشد، وجود مسافت نيز به اجزاء غير- متناهى قابل تقسيم خواهد بود؛ زيرا در باب حركت، گذشت زمان را معادل و همگون با طى مسافت دانستهاند. در اين صورت اگر وقوع حركت در آن مفروض جايز باشد، ناچار وقوع حركت در جزء لا يتجزى نيز جايز خواهد بود؛ درحالىكه وجود جزء لا يتجزى در جهان خارج از نظر حكما مردود شناخته شده است. لازم به يادآورى است كه برخلاف حكما بيشتر متكلمين به وجود جزء لا يتجزى، كه آن را «جوهر فرد» مىنامند، اعتراف نموده و جهت اثبات آن كوشش فراوان كردهاند. با توجه به آنچه در اينجا ذكر