قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٦٥ - استدراك
به همين منوال است؛ زيرا اين پرسش در آنجا نيز تكرار مىشود و گفته مىشود آيا پهلوى هم قرار گرفتن يك سلسله از سكونها مىتوانند حقيقت حركت را در خارج تشكيل دهند؟ پاسخ اينگونه پرسشها بدون ترديد جز يك پاسخ منفى نمىباشد. وقتى اين مسئله روشن باشد كه حقيقت حركت از مجموعۀ سكونها تشكيل نمىگردد، اين مسئله نيز روشن است كه حركت كند از مجموعۀ سكونها و حركتها تشكيل نمىشود.
استدراك
آنچه در آغاز اين مبحث در مورد حركت سريع ذكر شد، علىرغم ظاهر عبارت آن به مسئلۀ حركت در مكان اختصاص نمىيابد، زيرا همانگونه كه ذكر شد سرعت و بطوء از لوازم وجود حركت بهشمار مىآيند. وجود حركت در هر مقوله از مقولات تحت عنوان همان مقوله مورد بحث واقع مىشود، همانگونه كه حركت در عرض تابع احكام يك مقولۀ عرضى است، حركت در جوهر نيز تابع احكام مقولۀ جوهرى مىباشد. به اين ترتيب بايد گفت وجود حركت، در هريك از مقولات؛ اعم از اينكه يك مقولۀ عرضى باشد يا مقولۀ جوهرى؛ هرگز خالى از يكى از دو صفت سرعت يا بطوء نمىباشد. صفت سرعت در باب حركت هرگاه در مورد مقولۀ عرضى مكان مورد بررسى واقع شود ناچار با معيار «طى مسافت بيشتر در زمان كمتر» اندازهگيرى مىشود؛ ولى صفت سرعت در باب حركت هرگاه در مورد ساير مقولات مورد بررسى قرار گيرد بايد معيار ديگرى بكار گرفته شود كه بتواند با معيار مزبور هماهنگ و برابر باشد. برخى از حكما تقابل ميان سرعت و بطوء در باب حركت را از نوع تقابل تضايف ندانسته و تقابل عدم و ملكه يا ثبوت و عدم را نيز در اين باب مورد اشكال قرار دادهاند. صدر المتألهين اين مسئله را در كتاب- «الاسفار الاربعة» مورد بررسى قرار داده و گفته است تقابل ميان سرعت و بطوء از نوع تقابل تضاد بهشمار مىآيد. وى براى