قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٢٥ - الحد لا يكتسب بالقسمة
نقيض قسم ليبقى القسم الداخل فى الحد فهو ابانة الشىء بما هو مثله او اخفى منه فانك اذا قلت لكن ليس الانسان غير ناطق فهو اذا ناطق فلم تكن اخذت فى الاستثناء شيئا اعرف من النتيجة.» ١
با توجه به آنچه ذكر شد به آسانى مىتوان دريافت كه تعريف يك شىء هرگز از طريق تقسيم آن به اقسام گونهگون حاصل نمىگردد. ولى علىرغم هرگونه اشكال كه در اين باب وجود داشته باشد، گروهى از اين طريقه استفاده كرده و در مورد بسيارى مسائل باب سفسطه و مغالطه را گشودهاند. اين جماعت با اين عمل براى خود حصارى محكم مىسازند و سپس خود را در آن زندانى مىكنند. بدينترتيب كه يك شىء را در آغاز به بخشهاى گونهگون تقسيم مىنمايند و ديوارى محكم و پولادين به گرد اين اقسام در جهان انديشه ترسيم مىكنند. سرانجام خود را در درون اين ديوار و ميان آن اقسام سرگرم ساخته و براى هميشه هرگونه راه ديگر و انديشۀ آخر را طرد و نفى مىسازند. دليل اين امر آن است كه با تقسيمبندى نخستين، يك چهارچوب مىآفرينند كه به آن سخت علاقهمند و پاىبند مىشوند و در اثر همين علاقهمندى همهچيز را در اين چهارچوب مورد بررسى قرار مىدهند. از پى- آمدهاى ناگوار اين طريقه و اين نوع انديشه آن است كه بسيارى از امور، كه مىتواند بيرون از اين چهارچوب و خارج از اين تقسيمبندى مورد بررسى واقع شود، براى هميشه از نظر پيروان اين طريقه پنهان مىماند و سرانجام نتيجهاى جز يكسونگرى و تكساحتى بودن بهبار نخواهد آورد. جاى هيچگونه ترديد نيست كه اين نوع اشكال و اينگونه پىآمدها در مواردى است كه تقسيمبندىهاى نخستين براساس يك تقسيمبندى عقلى انجام نپذيرد.
تقسيمبندى عقلى، كه آن را حصر عقلى نيز مىگويند، عبارت است از آنگونه تقسيم كه پيوسته بين نفى و اثبات دائر است. اين مسئله بديهى است كه اگر امر يك شىء همواره دائر باشد بين نفى و اثبات، ديگر براى آن، شق سوم متصور نخواهد
١ -النجاة (چاپ مصر) ، ص ٧٧.