قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٢ - تصور و تصديق
انديشۀ انسان هميشه دو گونه است كه به ترتيب عبارتند از:
١-ادراك ساده يا انديشۀ ناب كه زير پوشش هيچگونه حكمى از احكام قرار نگرفته باشد.
٢-نوعى ادراك يا گونهاى انديشه كه پيوسته همراه حكم است و به هيچوجه از آن جدا نمىگردد. اين حكم مىتواند به نفى چيزى باشد يا به اثبات آن.
نوع اول را «تصور» و نوع دوم را «تصديق» نام گذاردهاند. براساس اين تقسيم، اشكال گذشته ديگر وارد نخواهد بود؛ زيرا هنگامى كه گفته مىشود تصديق نوعى ادراك است كه پيوسته همراه حكم به سلب يا ايجاب است، اگرچه از دايرۀ گستردۀ مطلق انديشه بيرون نيست، ولى هرگز قسمى از اقسام ادراك ساده نيست بلكه همواره در مقابل دو قسيم آن قرار دارد. بنابراين، اشكال قسم شىء قسيم آن شدن و يا قسيم شىء قسم آن بودن از ميان برداشته مىشود؛ و اين بدان جهت است كه بين مطلق انديشه، كه در اينجا مقسم تصور و تصديق است؛ و انديشۀ مطلق، كه به معنى خالى از هر نوع حكم بودن است، تفاوت وجود دارد.
به عبارت ديگر مىتوان برخى اعتبارات ماهيت را كه همان «بشرط لا و بشرط شىء» بودن است در اينجا نيز جارى دانست و گفت: ادراك «بشرط لا» يعنى بدون حكم تصور است و ادراك «بشرط شىء» يعنى پيوسته همراه با حكم، تصديق است و مقسم اين دو قسم همان ادراك «لا بشرط» است كه آن را مطلق انديشه خواندهاند. ناگفته نماند كه بين اقسام در اينجا و اعتبارات سهگانه در باب ماهيت يك تفاوت وجود دارد و آن تفاوت عبارت از اين است كه در باب ماهيت غير از اعتبار بشرط لا و بشرط شىء بودن، كه آنها را به ترتيب مجرده و مخلوطه نيز مىنامند، اعتبار ديگرى لحاظ مىگردد كه آن را لا بشرط قسمى يا ماهيت مطلقه مىخوانند؛ و اين همان معنى «امكان ذاتى» است كه در باب ماهيات مطرح مىشود؛ ولى در باب تقسيم انديشه به دو قسم تصور و تصديق اعتبار لا بشرط قسمى مطرح نمىگردد بلكه اعتبار لا بشرط فقط در مورد مقسم مطرح است كه چيزى جز همان مطلق انديشه