قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٠٧ - رمز در سخن قدما
نقل شده كه گفتهاند مبدأ و منشأ موجودات اين جهان، ظلمت محض است؛ بهگونهاى كه هر موجودى از تاريكى مطلق برمىآيد. گروهى از فلاسفه كه اين سخن را با موازين عقلى و منطقى سازگار نديدند درصدد برآمدند اين بيان را به عقيدۀ خود با موازين منطقى منطبق سازند و به همين منظور گفتند مقصود از تاريكى مطلق چيزى جز يك نوع خلاء بىپايان نمىباشد. اين سخن بدين معنى است كه همۀ موجودات اين جهان، ملأ را تشكيل مىدهند ولى در آغاز از يك نوع خلاء برمىآيند.
صدر المتألهين شيرازى سخن اين گروه از فلاسفه را نيز با موازين عقلى به هيچوجه سازگار نمىداند. از سوى ديگر نسبت به قدما و سخنان آنان با ديدۀ احترام و دقت مىنگرد؛ به همين جهت كوشش كرده اين جمله را با مسلك فلسفى خويش منطبق نمايد و در اينجاست كه گفته است مقصود حكماى باستان از تاريكى مطلق چيزى جز علت قابلى نيست. علت قابلى نيز همانگونه كه گذشت چيزى جز هيولاى اولى نمىباشد و اين هيولاى اولى است كه از هر جهت بالقوه است؛ و در مقام ذات هيچگونه فعليتى ندارد. فعليت هيولاى اولى همان بالقوه بودن آن است؛ به اين ترتيب است كه گفته مىشود حيثيت بالقوه بودن چون حيثيت عدمى و فقدان است از باب مجاز به ظلمت و تاريكى تعبير شده است. عبارت وى چنين است: «و ما نقل عن بعض الأقدمين من الفلاسفة: «ان المبدء الأول لجميع الأشياء هو الظلمة او الهاوية» و فسر بعضهم بخلاء غير متناه فلعله من جمله رموزهم و تجوزاتهم بان يكون المراد من المبدء، المبدء القابلى و من جميع الأشياء جميع الكائنات الفاسدة و يأول الظلمة و الهاوية بالهيولى الأولى، التى هى اظلم الذوات. . .» ٥
٥ -همانجا.