قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٨٩ - نظر افضل الدين كاشانى در باب جزئيات
بر اهل بصيرت پوشيده نيست كه آنچه از افضل الدين كاشانى در باب جزئى و كلى نقل شد صرفا مربوط است به مفاهيم عامه مانند مفهوم هستى، مفهوم وحدت و هكذا؛ و اينگونه مفاهيم همان مفاهيمى هستند كه حكماى اسلامى آنها را معقولات ثانيه ناميدهاند. نوعى ديگر از كليات را در گذشته مورد بحث قرار داديم كه با معقولات ثانيه و عناوين عامه متفاوت مىباشند و آنها را معقول اول خواندهاند.
افضل الدين كاشانى در رسالۀ «عرضنامۀ» خود در باب اقسام معلومات كلى و جزئى به تفصيل سخن گفته و شخص جزئى را مثال صورت عقلى دانسته است. مثال صورت عقلى همواره در پرتو فروغ عقل كلى شناخته مىشود. كلمۀ مثال معمولا به معنى آيت و نشانۀ يك شىء به كار مىرود. بنابراين اگر گفته شود شخص جزئى هميشه آيت و نشانۀ معقول كلى است، سخنى به گزاف گفته نشده است. آيت يا نشانه چيزى را گويند كه همواره حقيقتى را نشان مىدهد، ولى خودش همۀ حقيقت نيست، به عبارت ديگر بايد گفت نشانه هميشه راهنماى صاحب نشان است. آيت نيز چيزى جز هدايت به سوى ذو الاية نيست.
از آنچه ذكر شد به روشنى معلوم مىشود كه افضل الدين كاشانى در روش فلسفى خود به طريقۀ اشراقيون سخت علاقهمند بوده است؛ زيرا اين مسئله چيزى نيست جز آنچه افلاطون در باب مثل آورده است.
شيخ شهاب الدين سهروردى، فيلسوف بزرگ اشراقى، اين مسئله را در كتاب «مطارحات» و برخى آثار ديگر خود مطرح كرده است.
صدر الدين شيرازى، مؤسس حكمت متعاليه، و پيروان وى نيز در باب اين مسئله بحث و گفتگو كردهاند.
حاج ملا هادى سبزوارى در اينباره مىگويد:
دهن السراج ربه يجذب له شكلا صنوبر يا اعطى المشعلة
بالرب للنحل مسدسات و للعناكب المثلثات ١٥
١٥ -حاج ملا هادى سبزوارى. شرح منظومه [بخش حكمت]. ص ١٩٤.