قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٨٦ - همبستگى مفاهيم
در تعريف انسان به معنى مدرك كليات آمده است بايد آن را پذيرفت زيرا سخنى است درست و سخت بهنجار. اكنون در اينجا به آسانى مىتوان ادعا كرد كه پيدايش سخن در جهان، چيزى جز ظهور عالم معانى و كليات نيست. آنجا كه سخن آغاز مىگردد معانى و كليات ظاهر مىشود. اين انسان است كه در جهان نخستينبار سخن را آغاز كرد و معنى نخستين را آشكار ساخت. با ظهور سخن، دريچۀ عالم معانى و جهان كليات به روى انسان گشوده شد و عارى از حقيقت بودن عالم حس و جهان جزئيات شخصى، همانند يك سراب آشكار گشت.
به همين جهت است كه حكما قضاياى شخصى را به هيچوجه در مورد علوم حقيقى معتبر ندانسته و معرفت آنها را از جهت جزئى شخصى بودن در زمرۀ كمالات نفس بهشمار نياوردهاند. حاج ملا هادى سبزوارى در اين باب مىگويد:
«قضية شخصية لا تعتبر اذ لا كمال فى اقتناص مادثر
بل ليس جزئى بكاسب و لا مكتسب بل كسراب فى الفلا» ١٣
همبستگى مفاهيم
از مجموع آنچه تاكنون در اينجا مورد بحث و گفتگو قرار گرفت معلوم شد كه كليۀ معانى و مفاهيم با يكديگر همبستگى ذاتى و ضرورى دارند؛ و به همين جهت است كه فلاسفه فقط آنطور كه مىتوانند مىانديشند، نه آنچنانكه مىخواهند؛ زيرا همبستگى ميان مفاهيم فلسفى درست مانند قوانين جهان طبيعت از ما مستقل و بىنياز است. شخص همواره در انتخاب مبادى آزاد است؛ اما همينكه يك نوع مبادى را اختيار كرد بايد براى مقابله با لوازم و نتائج آنها، هر اندازه هم ناگوار باشد، آماده گردد و در همينجاست كه معنى مسؤوليت نيز ظاهر مىگردد. بنابراينجائى كه شخص انسان بهطور مطلق آزاد است، فقط در انتخاب است؛ ولى به مجرد اينكه يك سلسله مبادى را انتخاب كرد ديگر لوازم آن
١٣ -حاج ملا هادى سبزوارى، اللئالى المنتظمة، (چاپ سنگى) ، ص ٤٨.