قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٢١ - اشكال
جهان، زردآلو را زردآلو نكرد بلكه فقط آن را آفريد) ؛ معنى اين سخن آن است كه هستى زردآلو معلول و آفريدۀ خداوند است ولى ذات و ماهيت آن براى خودش ذاتى است و چيزى كه ذاتى است معلول نيست.
مسئلۀ ماهيات و كيفيت تقرر آنها يكى از مسائل بسيار عميق و پرماجرا در فلسفۀ اسلامى است كه بين اشاعره و معتزله از يك سو و بين حكما و عرفا از سوى ديگر، مشاجرههاى فراوانى در مورد آن به عمل آمده است.
معتزله با طرح اين مسئله خود را در يك دام گرفتار كردهاند كه رهائى از آن بسيار مشكل است. به همين جهت ناچار شدهاند براى رها شدن از اين مسئله ثبوت حال در ماهيات يا واسطه بين هستى و نيستى را توجيه نمايند. عرفاى عالى مقام نيز در ارتباط با اين مسأله «اعيان ثابته» را مطرح كردهاند.
طرح مسئله عميق اعيان ثابته، بدانگونه كه عرفاى بزرگ در آثار خويش مطرح كردهاند، از گنجايش اين مختصر بيرون است. بررسى مسئلۀ حال و ثبوت، يا واسطه بين هستى و نيستى، نيز بدانگونه كه معتزله به آن پرداختهاند، چندان سودمند به نظر نمىرسد؛ زيرا هر شخص آگاه و بصير بخوبى مىداند كه بين هستى و نيستى هيچگونه واسطهاى معقول نيست و اگر كسى انديشۀ خود را در اين راه به كار برد، جز اتلاف وقت حاصلى به دست نمىآورد. اين بود خلاصهاى از آنچه در باب حركت جوهرى و ناآرام بودن ذاتى طبيعت مىتوان در اين مختصر آورد. اين مسئله يكى از اصول بنيادى فلسفۀ ملا صدرا است كه بيشتر مسائل فكرى و فلسفى خويش را بر آن مبتنى كرده است. بررسى دقيق اين مسئله نيازمند مجال بيشترى است.
اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت دو تن از بهترين پيروان ملا صدرا را در اين باب جهت مزيد توضيح بياوريم. يكى از اين دو تن ملا محسن فيض كاشانى است كه شاگرد مستقيم وى نيز بوده است؛ و ديگرى حاج ملا هادى سبزوارى است كه از بهترين كسانى است كه تاكنون آثار وى را شرح و تفسير نموده است. سبزوارى