قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٠٤ - كمال در وحدت است
در ظرف خارج تحقق مىپذيرد؛ همانگونه كه اتصاف عسل به صفت شيرينى و اتصاف ذغال به صفت سياهى جز در جهان خارج انجام نمىشود درحالىكه عروض معنى كمال، نسبت به شخص يا جامعه در عالم ذهن تحقق پيدا مىكند؛ اگرچه اتصاف فرد يا جامعه به صفت كمال ناچار در جهان خارج واقع مىشود. به سخن سادهتر در اين باب بايد گفت قضيۀ تحليلى يا خارج محمول عبارت است از قضيهاى كه ظرف عروض محمول بر موضوع را جهان ذهن تشكيل مىدهد ولى اتصاف موضوع به محمول خويش در جهان خارج واقع مىشود.
به اين ترتيب گفته مىشود معنى كمال چيزى است كه جز در جهان ذهن عارض بر موضوع خود نمىگردد، اگرچه اتصاف يك موجود كامل به صفت كمال بدون هيچگونه ترديد در جهان خارج تحقق مىپذيرد.
كمال در وحدت است
كمال هر موجود به نوع وحدت آن بستگى دارد. هر اندازه وحدت در يك موجود بيشتر باشد، كمال آن نيز بيشتر خواهد بود. به اين ترتيب مىتوان گفت اگر يك موجود داراى وحدت حقۀ حقيقيه باشد، داراى كمال حقۀ حقيقيه نيز مىباشد. حكماى اسلامى وحدت را مساوق با وجود و وجوب دانسته و براى آن اقسام گونهگون ذكر كردهاند اين بزرگان در آغاز، وحدت را به دو قسم حقيقى و غيرحقيقى تقسيم كرده و سپس هريك از آنها را به اقسام ديگر بازگرداندهاند.
«واحد حقيقى» عبارت است از چيزى كه صفت وحدت بدون هيچگونه واسطه در عروض، عارض موصوف خود گردد. به عبارت ديگر، و مطابق اصطلاح اهل ادب، واحد حقيقى در جائى مصداق پيدا مىكند كه صفت وحدت براى موصوف وصف به حال نفس بهشمار آيد نه وصف به حال متعلق.
واحد حقيقى را به دو قسم حقه و غيرحقه تقسيم كردهاند.