اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٩ - دليل سوم جبريّه
كه ايجاد و خلق تصوّر مىكنيد، بدون اينكه اراده و مقدمات آن، لازم باشد. در مورد تصديق به فايده هم همينطور است. تصديق، عبارت از اذعان نفس است و انسان، در تحقق آن صفت نفسانى، اضطرارى ندارد و چنانچه كسى بگويد:
«من در تصديق به فايده، مجبور بودم» كلامش مورد قبول نيست. همانطوركه انسان در تصوراتش مختار است، در تصديقاتش هم آزاد مىباشد و تحقّق تصديق، نيازى به اراده و مقدّمات چهار يا پنجگانه ندارد. يعنى معنا ندارد كه انسان، ابتدا تصديق به فايده را تصور كند، سپس تصديق به فايده تصديق به فايده نمايد و به دنبالش هيجان و رغبت برايش پيدا شود و ... نتيجه: در تحقق اعمال اختيارى خارجى، اراده و مقدمات آن لازم است ولى در اعمال اختيارى نفسانى، نيازى به اراده و مقدّمات آن نيست، بلكه بنا بر همان قدرت الهى و همان قدرتى كه خالق به نفس انسان عنايت كرده- (و نفخت فيه من روحى) [١]- انسان، قدرت خالقيّت، ايجاد تصوّر، تصديق و ايجاد اعمال اختيارى نفسانى را دارد. از بررسى مذكور درباره تصوّر، دو نتيجه مىگيريم: ١- بدون ترديد، تصوّر، عمل اختيارى انسان است و انسان، اضطرارى به تصوّر ندارد. ٢- در عين حال كه آن عمل نفسانى، اختيارى است ولى معناى اختياريّت، اين نيست كه مسبوق به اراده و مقدمات آن باشد. اكنون كه حقيقت امر درباره اعمال نفسانى- مانند تصور و تصديق- روشن گرديد، به ادامه بحث در ارتباط با اراده مىپردازيم: همانطور كه تصوّر و تصديق، از امور نفسانى مىباشند، اراده هم يك عمل نفسانى اختيارى است.
[١]- ص: ٧٢