اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٨ - دليل سوم اشاعره بر اثبات كلام نفسى
يعنى آيا مسأله تحرك هم از صفات ذاتيه خداوند است و بهصورت لم يزل تحقق دارد؟
قال: امام عليه السلام فرمود: تعالى اللَّه، در نسخه بدل، «عن ذلك» هم دارد. يعنى مسأله حركت را نمىتوانيم مثل علم و قدرت بدانيم. إنّ الحركة صفة محدَثة بالفعل يعنى حركت، يكى از صفات محدَث بالفعل است، از صفات فعليه خداوند است و هيچگونه اتصافى به قدمت ندارد بلكه متصف به حدوث است. ابو بصير مىگويد: قلت:
فلم يزل اللَّه متكلّماً؟ به امام عليه السلام عرض كردم: آيا مسأله تكلّم هم بهصورت قديم است و مانند علم و قدرت مىباشد؟ قال: ابو بصير مىگويد: فقال عليه السلام: إنّ الكلام صفة محدَثة ليست بأزليّة يعنى كلام، غير از علم و قدرت است. كلام، ازلى و قديم نيست كان اللَّه عزّ و جلّ و لا متكلّم خداوند عزّ و جلّ وجود داشت درحالىكه عنوان متكلّم، در ازل، براى او ثابت نبود. [١] البته ما اين مسائل را بر اساس ظواهر معنا مىكنيم و شايد اينها توجيهات دقيق فلسفى، غير از آنچه گفتيم، داشته باشد. پس اين روايت كه مىگويد: «كان اللَّه عزّ و جلّ و لا متكلّم» معنايش اين نيست كه متكلّمى از مردم وجود نداشت بلكه معنايش اين است كه خود خداوند متكلّم نبود.
ولى ما نمىتوانيم زمانى را درنظر بگيريم كه خداوند، عالم نبوده باشد، قادر نبوده باشد.
اين تعبيرات در مورد صفات ذات، صحيح نيست ولى در مورد صفات فعل- بهلحاظ حدوث- صحيح است. مطلب دوم: آيا «متكلّم»- بهعنوان يك اسم فاعل- از مشتقات حقيقيه است و مانند ضارب و قاتل، داراى مبدأ و مادّه ساريه در همه مشتقاتش مىباشد و مصدر و ماضى و مضارع و امر و نهى دارد؟ يا اينكه اينگونه نيست، بلكه شبيه بقال و لابن و تامر و امثال اينهاست ولى قدرى نزديكتر به مشتقات است؟ اين مسئله نياز به بررسى دارد.
[١]- الاصول من الكافي، ج ١، كتاب التوحيد، باب صفات الذات، ح ١