اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٨ - نظريه معتزله در ارتباط با صفت تكلّم
اختلاف بين اشاعره و معتزله: اشاعره و معتزله، هر دو قبول دارند كه اطلاق متكلّم بر خداوند صحيح است و تكلّم يكى از اوصاف خداوند است. ولى در اين نزاع دارند كه آيا عنوان متكلّم، جزء صفات ذات خداوند متعال است تا اتصاف به قدمت داشته باشد يا اينكه جزء صفات فعل خداوند است و اتصاف به قدمت ندارد؟
[اقوال چهارگانه در ارتباط با صفت تكلم]
نظريه معتزله در ارتباط با صفت تكلّم
معتزله مىگويند: عنوان متكلّم، همانطور كه بر انسان اطلاق مىشود، بر خداوند هم به همان صورت، اطلاق مىشود. واقعيت تكلم در مورد انسان اين است كه انسان وقتى صحبت مىكند، از تكيه اصوات بر مخارج فم استفاده كرده و تدريجاً ايجاد صوت مىكند و هر صوتى را بر يك مخرج و مقطع از فم متكى مىكند. مخاطب هم در مقام استماع، به همين نحو، اصوات را استماع مىكند. معتزله و مشهور اماميه مىگويند:
اطلاق متكلّم در مورد خداوند نيز بههمينصورت است ولى بين تكلّم انسان و تكلّم خداوند، يك فرق وجود دارد و آن اين است كه انسان چون جسم است و داراى دهان و زبان و مخارج فم است، سخن را در دهان خودش ايجاد مىكند امّا خداوند چون جسم نيست و زبان و دهان در مورد او معنا ندارد، همين اصوات را به نحو تدريج در موجود ديگرى ايجاد مىكند، كه درحقيقت، آن موجود ديگر، به منزله دهان و زبان بهحساب مىآيد، مثل تكلّمى كه خداوند با موسى عليه السلام كرد و اصوات را در شجره ايجاد كرد و در آيه شريفه (وَ كلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكليماً) [١] تكلّم را به خودش نسبت داد. در مورد رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نيز وارد شده است كه وقتى حضرت از غار حرا به طرف منزل سرازير شد، سنگريزهها به رسالت آن حضرت گواهى دادند و شايد اولين موجودى كه به
[١]- النساء: ١٦٤