اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٦ - كلام حضرت امام خمينى رحمه الله
است كه بعث، به معناى بعث وجوبى است يعنى مسأله وجوب و لزوم، در ماهيت بعث مطرح است. ما مىگوييم: شما كه قبول داريد معناى هيئت افْعَلْ، عبارت از بعث و تحريك است، در اين صورت اگر معتقديد كه وجوب و لزوم، در ماهيت بعث و تحريك دخالت دارد، پس از اوّل بگوييد: متبادر از هيئت افْعَلْ، بعث و تحريك لزومى است. زيرا به نظر شما گويا مسأله استحباب، خارج از بعث است و نمىتواند در اينجا دخالتى داشته باشد. ما تا به حال مىگفتيم: بعث و تحريك بر دو قسم است: وجوبى و استحبابى. ولى مرحوم بروجردى با اين بيان خود مىخواهد بفرمايد: «بعث، غير از بعث وجوبى نيست و ما چيزى به عنوان بعث استحبابى نداريم». ايشان كه بعث استحبابى را قبول ندارند، چرا تبادر را انكار مىكنند؟ آيا ترديد دارند كه مفاد هيئت افْعَلْ، بعث و تحريك است؟
اين را كسى نمىتواند انكار كند.
كلام حضرت امام خمينى رحمه الله
از كلام حضرت امام خمينى رحمه الله استفاده مىشود كه اگر مولا دستورى را در ضمن هيئت افْعَلْ صادر كند مىتواند ترخيص در مخالفت آن بدهد [١]. اشكال بر كلام امام خمينى رحمه الله و بر أصل راه پنجم وقتى مولا هيئت افْعَلْ را صادر مىكند، اين هيئت افْعَلْ با دو چيز سازگار است:
ترخيص در ترك و تهديد بر ترك. از اينجا استفاده مىكنيم كه هيئت افْعَلْ داراى يك معناى لا بشرط است كه هم با ترخيص در ترك و هم با تهديد بر ترك سازش دارد. در اين صورت اگر ما با يك هيئت افْعَلْ برخورد كرديم كه در كنارش نه ترخيص در ترك بود و نه تهديد بر ترك، عقل از كجا استفاده مىكند كه شما بايد قسم تهديد بر ترك را
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ٢٥٧، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٤٥