اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٢ - راه اوّل
صورت متوسط و گاهى همراه با شدّت و سرعت است. اين اختلاف ذاتى كه در حركات خود انسان و در بعث و تحريكهاى خارجى تكوينى مشاهده مىشود، در بعث و تحريكهاى اعتبارى نيز وجود دارد. يعنى در بعث و تحريكهاى اعتبارى هم- با قطع نظر از مسأله اراده- شدّت و ضعف وجود دارد. وجود اراده قويّه و عدم وجود آن، دليل بر اين نيست كه در خود بعث و تحريك، تنوّعْ وجود ندارد. بعث و تحريك خارجى، مسألهاى مشاهَد است. وقتى كسى دست ديگرى را مىگيرد و به سوى مقصود خود سوق مىدهد، گاهى همراه با شدّت و سرعت است و گاهى بعث و تحريك معمولى و عادى است. اگر در منشأ، اختلافى وجود دارد، دليل بر اين نيست كه در خود اينها اختلافْ وجود ندارد. در بعث و تحريك واقعى تكوينى، هم اختلاف در خود بعث و تحريك است و هم در علت آن. آنجايى كه باعث و محرِّك، بعث و تحريك خود را با عصبانيت انجام مىدهد با جايى كه با آن، بهصورت عادى برخورد مىكند، اختلاف وجود دارد. در عمل خارجى خود انسان نيز مسئله بههمينصورت است. يك وقت مريض انسان در شرف مرگ است، با عجله و سرعت زيادى به سراغ دكتر مىرود و يكوقت هم براى شركت در درس، از خانه خارج مىشود. بدون شك بين اين دو حركت تفاوت وجود دارد، اگرچه در علّت آن دو نيز از نظر قوت اراده، اختلاف وجود دارد. بعث و تحريك اعتبارى نيز داراى شدت و ضعف است. ما قبلا اشاره كرديم كه امور اعتبارى نيز شدّت و ضعف دارند. مواردى از معاملات كه ملكيت لازمه تحقّق پيدا مىكند با مواردى كه ملكيت متزلزله تحقق پيدا مىكند تفاوت دارند. اگرچه در هر دو، ملكيت وجود دارد و ملكيت هم يك امر اعتبارى است و ما دليلى نداريم كه در امور اعتباريه، شدّت و ضعفْ جريان ندارد. حال اگر هم نتوانيم براى اثبات شدّت و ضعف در امور اعتبارى، دليلى اقامه كنيم، در رابطه با بحث خودمان مىتوانيم مؤيّدى ذكر كنيم: اگر مولايى، هيئت افْعَلْ را در رابطه با عبدش صادر كرد و به دنبال آنهم گفت: