اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٨ - ١- كلام مرحوم بروجردى و امام خمينى رحمه الله در پاسخ به كلام مرحوم آخوند
كه دو وجود خارجى- با وصف تخصّص به خصوصياتشان- با هم مغايرت دارند، دو وجود ذهنى هم مغايرت دارند، اگرچه در ذهن يك نفر باشند، زيرا هر وجود ذهنى همراه با يك خصوصيت فرديّه است و معنا ندارد كه ما دو فرد را يكى حساب كنيم. ثانياً: برفرض كه آنچه در ذهن شماست همان چيزى باشد كه در ذهن مولاست و با وصف تقيّد هم مغايرتى بين آنها نباشد ولى واقعاً مىدانيم مطلب اينطور نيست.
امتثال «الصلاة واجبة» به اين نيست كه انسان، اوّل ظهر روبهقبله بنشيند و نماز را تصوّر كند بلكه امتثال به اين است كه انسان در خارج نماز را اتيان كند و اگر مسأله خارج بهميان آمد، ديگر بين خارج و بين وجود ذهنى مولا مباينت كامل تحقق دارد وجود خارجى با وجود ذهنى قسيم يكديگرند و دو نوع وجود بهحساب مىآيند، مثل انسان و بقر مىباشند. انسان و بقر اگرچه دو نوع از حيوانند و در جنس قريب- يعنى حيوان- با يكديگر مشتركند ولى امكان ندارد فردى از افراد انسان، براى بقر هم فرديّت پيدا كند. لازمه تنوّع و تعدّد انواع اين است كه بين اينها مغايرت كلى باشد، به اين معنا كه هيچ فردى از افراد اين نوع نتواند مصداق نوع ديگر واقع شود و هيچ فردى از افراد نوع دوم هم نتواند مصداق نوع اوّل واقع شود. مسأله وجود ذهنى و وجود خارجى، داراى چنين حالتى مىباشند، دو نوع از وجودند و قسيم هم مىباشند و اگر قسيم بودند، ديگر معقول نيست كه اتحادى بين آنها بهوجود آيد يعنى موجود در ذهن- بما أنّه موجود ذهنى- معقول نيست كه در خارج تحقق پيدا كند. بله، ماهيت در خارج تحقق پيدا مىكند ولى نه ماهيت مقيّد به وجود ذهنى. همانطور كه ماهيت مقيّد بهوجود خارجى نمىتواند در ذهن بيايد. اشكال: پس ما چگونه موجودات خارجى را تصوّر مىكنيم؟ آيا ما زيدى را كه در حياط مسجد حركت مىكند تصور نمىكنيم؟ مگر تصور، وجود ذهنى نيست؟ پس اين موجود خارجى، وجود ذهنى پيدا كرده است يعنى درحقيقت، بين وجود خارجى و بين وجود ذهنى جمع شد. جواب: ما در بحثهاى مربوط به اراده گفتيم: اراده، شبيه علم است. چون تصوّر،