اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٤ - ٣- نظريه آيت اللَّه خويى «دام ظلّه»
هم نمىتواند تعلّق بگيرد بلكه انشاء، در خود امر، وجود دارد و به اين انشاء طلب مىگويند. بهعبارت روشنتر: آنچه از كفايه و كتابهاى ديگر در ذهن ما متمركز شده، اين است كه ما طلب را انشاء مىكنيم ولى بيان آيت اللَّه خويى «دام ظلّه» اين است كه طلب، قابل انشاء نيست، طلب هم يك واقعيت است، مثل واقعيت اراده، بلكه بالاتر از واقعيت اراده است، زيرا اراده، قابل مشاهده نيست ولى عمل خارجى و سعى خارجى قابل مشاهده است. عمل خارجى، مثل زيدِ موجود در خارج است كه داراى يك واقعيتِ مشاهَد است. و همانطور كه انشاء، به زيد، تعلّق نمىگيرد، طلب هم قابليت ندارد كه انشاء به آن تعلّق بگيرد بلكه در جايى كه مولا به عبدش مىگويد: «جئني بالماء»، خود اين امر هم، مصداق براى طلب است، زيرا امر هم تلاش براى رسيدن به مأمور به است. اگر مولا به عبدش دستور ندهد، تمكّن از آب برايش حاصل نمىشود. بنابراين، خود امر مولا هم تلاش و سعى است و به آن، عنوان طلب اطلاق مىشود. [١] نتيجه بحث در ارتباط با طلب و اراده از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه اگرچه بين طلب و اراده، مغايرت معنوى- هم از نظر لغت و هم از نظر عرف- وجود دارد ولى در يك جهت، هر دو اشتراك دارند و آن اين است كه انشاء همانطور كه نمىتواند به اراده تعلّق بگيرد، به طلب هم نمىتواند متعلّق شود.
[١]- محاضرات في أُصول الفقه، ج ٢، ص ١٦