اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢١ - كلام مرحوم آخوند
قصد الأمر، مانند تصور خود عنوان صلاة است كه هيچ ربطى به وجود خارجى ندارد.
بنابراين مولا در مقام جعل حكم، صلاة و قصد الأمر را تصور مىكند و امر خودش را متعلق به «صلاة با قصد الأمر» مىكند. اما از نظر مقام امتثال، درست است كه مكلّف بايد قدرت بر امتثال داشته باشد ولى اين قدرت، مربوط به زمان امتثال است و در زمان امتثال هم، امر وجود دارد و قصد الأمر امكان دارد. خلاصه اينكه متوهّم مىگويد: مكلّف، قدرت بر امتثال دارد و نه اشكالى در مرحله جعل حكم وارد مىشود و نه در مرحله امتثال، پس چگونه شما مىفرماييد: «اگر قصد الأمر در متعلّق اخذ شود، مكلّف، قادر بر امتثال نخواهد بود». مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد: ما براى اثبات عدم قدرت بر امتثال از راه ديگرى وارد مىشويم و آن اين است كه مىگوييم: مكلّف مىخواهد نماز را به داعى امرى كه به صلاة تعلّق گرفته انجام دهد.
درحالىكه براساس مبناى شما (مستشكل)، صلاة، امر ندارد. آنچه امر دارد عنوانى مقيّد است. شما (مستشكل) مىگوييد: «صلاة با قصد الأمر» بهعنوان مأمور به است. پس صلاة به تنهايى متعلّق امر نيست و چيزى كه امر به آن تعلّق نگرفته چگونه مىتوان آن را به داعى امرِ متعلّق به آن انجام داد؟ به عبارت ديگر: آنچه در صلاة مطرح است اين است كه انسان صلاة را به داعى امر متعلّق به صلاة انجام دهد، پس بايد صلاة، مأمور به باشد تا بتوانيم صلاة را به داعى امر متعلّق به صلاة انجام دهيم. در حالى كه شما مىگوييد: صلاة، مأمور به نيست بلكه «صلاة مقيّد به قصد الأمر» مأمور به است، بنابراين «صلاة تنها» مأمور به نيست و چيزى كه مأمور به نيست نمىتوان آن را به داعى امر متعلّق به آن انجام داد، زيرا امرى به آن تعلّق نگرفته است. اشكال: چگونه شما (مرحوم آخوند) مىفرماييد: «صلاة، امر ندارد»؟ درست است كه مأمور به، صلات مقيّد است ولى وقتى مقيّد- بما هو مقيّد- مأمور به شد، ذات مقيّد هم مأمور به است.