اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٢ - كلام حضرت امام خمينى رحمه الله
معناى حرفى نيست بلكه نفس هيئت ضَرَبَ و اضْرِبْ و امثال اينها معناى حرفى دارد و مفهوم كلمه «هيئت» مثل مفهوم كلمه «ابتداء» در «مِن» است. «ابتداء» يك مفهوم اسمى است اگرچه اضافه هم بشود، مثل: «ابتداء مطالعتى ساعة كذا»، ولى ابتداهاى خارجى داراى معناى حرفى مىباشند. بنابراين نفس عنوان «هيئت افْعَلْ و مشابه آن» يك معناى اسمى جامع است ولى مصاديق آنكه عبارت از اضْرِبْ و امثال آن مىباشد، هيئتهايشان هيئتهاى حرفى و ايجادى است. لذا حضرت امام خمينى رحمه الله مىفرمايد:
معناى امر، يك مفهوم كلى اسمى است كه شامل تمام هيئاتِ مثل افْعَلْ مىشود بهشرط اينكه اينها در معناى موضوع له خود استعمال شوند ولى اين معانى آنها داخل در معناى امر نيست. معناى امر عبارت از «هيئت افْعَلْ و مشابه آن» مىباشد. در نتيجه آن چيزى را كه امام خمينى رحمه الله بهعنوان معناى لغوى و اصطلاحى امر بيان مىكند همان چيزى است كه مرحوم آخوند بهعنوان معناى اصطلاحى امر مطرح كرد. ولى تعبيرات مختلف بود. اشكال: همان اشكالى كه مرحوم آخوند بر معناى اصطلاحى وارد كرد در اينجا نيز بر كلام امام خمينى رحمه الله وارد است. مرحوم آخوند مىفرمود: «القول المخصوص» يك معناى حدثى و اشتقاقى نيست درحالىكه استعمالات اشتقاقيه كه در اصطلاح هست، ناظر به همين معناى مصطلح است. اين اشكال- به نحو شديدتر- بر امام خمينى رحمه الله نيز وارد است، زيرا ايشان مىفرمايد: «امر در لغت و اصطلاح بهمعناى «هيئت افعل» و «القول المخصوص» است». در اين صورت، اشتقاقاتى كه در لغت و در اصطلاح مطرح است چگونه بايد توجيه شود؟ اگر بنا بر حرف مرحوم آخوند، اشكال فقط در ارتباط با اصطلاح بود، بنا بر حرف امام خمينى رحمه الله، اشكال هم در ارتباط با لغت مطرح است و هم در ارتباط با اصطلاح. پاسخ اشكال: حضرت امام خمينى رحمه الله در جواب از اشكال فوق مىفرمايد: