اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٤ - آيا تمايز بين وجوب و استحباب چگونه است؟
بياض باشد. لذا در اينجا تعبير معروف «مابهالاشتراك عين مابهالامتياز و مابهالامتياز، عين مابهالاشتراك است» را مطرح كردهاند. آنچه بياض شديد را از بياض ضعيف جدا مىكند، همان بياض است نه چيز ديگر. علت اينكه بعضى از فلاسفه، اين قسم از تمايز را ردّ كردهاند اين بوده كه تصوير آن، قدرى برايشان مشكل بوده است.
ديدهاند معنا ندارد دو شىء از هم متمايز باشند ولى نه در تمام ذات متمايز باشند و نه در جزء ذات و نه به لحاظ عوارض مشخّصه و خصوصيات فرديّه. ولى محققين از فلاسفه كه با نظر دقيق به مسئله نگاه كردهاند، نوع چهارم از تمايز را كه معروف است به اينكه «مابهالامتيازشان عين مابهالاشتراك است» قبول كردهاند، و اين مسئله در مثل نور و بياض و امثال اينها تا حدّى هم وجدانى است. [١] پس از بيان مقدّمه فوق، وارد بحث وجوب و استحباب مىشويم تا ببينيم:
آيا تمايز بين وجوب و استحباب چگونه است؟
روشن است كه كسى نمىتواند تمايز بين وجوب و استحباب را به تمام ذات بداند.
اين امر باطلى است كه وجوب و استحباب، مانند جوهر و عرض باشند و هيچ جهت اشتراكى در ارتباط با ذات نداشته باشند. اين را كسى توهّم نكرده است. اما تمايز به بعض ذات، كه عبارت از فصل است، در بعضى از كتابهاى اصولى قديم، اينگونه فكر شده و الآن هم ممكن است كسى اينگونه تصور كند كه تمايز بين اين دو، تمايز به فصل است، يعنى وجوب و استحباب، مثل انسان و بقر، تمايزشان به فصل است. در ارتباط با كيفيت آن نيز راههاى مختلفى مطرح شده است: [٢]
[١]- رجوع شود به: شرح المنظومة، قسم الفلسفة، ص ٤٣ و الحكمة المتعالية، ج ١، ص ٤٢٧ و ٤٢٨ و نهاية الاصول، ج ١، ص ١٠٠
[٢]- اين راهها در كلام مرحوم آيتاللَّه بروجردى مطرح شده است. رجوع شود به: نهاية الاصول، ج ١، ص ١٠٠