اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨١ - بحث اوّل وجودات عَرْضى متعدّد
ولى در مقام امتثال، ايجاد يك فرد براى تحقّق مأمور به كفايت مىكند و ايجاد بيش از يك فرد، ضرورتى ندارد. اين مسئله جاى بحث نيست. بحث در اين است كه مكلّف، در مقام امتثال، به جاى وجود واحد، وجودات متعدّد را ايجاد كند كه اين خود داراى دو صورت است كه هر دو قابل بحث است: يكى اينكه مكلّف، اين افراد را دفعتاً و در عرض واحد ايجاد كند، بدون اينكه تقدّم و تأخّرى وجود داشته باشد، مولا مىگويد: «عتقِ عبد واجب است» و اين شخص ده عبد دارد، به صيغه واحد خطاب به همه آنها مىگويد: «أعتقتكم»، درحالىكه مىتوانست با عتق واحد، تنها يكى از اينان را آزاد كند. يا مثلًا مولا به عبدش مىگويد:
«ليوان آب بياور» بدون اينكه مسأله مرّه يا وجود واحد در كار باشد. حال عبد، گاهى مىرود يك ليوان آب مىآورد و گاهى مىرود يك سينى مشتمل بر ده ليوان آب مىآورد و در محضر مولا قرار مىدهد. اينها را وجودات و افراد عَرْضيه مىنامند. امّا گاهى وجودات متعدّد، به صورت تدريجى ايجاد مىشوند. اوّل يك فردى را ايجاد مىكند، بعد فرد دوم را و سپس فرد سوم را ... كه از آن به وجودات و افراد طوليه تعبير مىكنند.
بحث اوّل: وجودات عَرْضى متعدّد
بدون شك اگر مكلّف در يك عمل، وجودات متعدّدى از افراد مأمور به را ايجاد كند، امتثال حاصل شده است. جايى كه يك فرد موجب تحقّق امتثال باشد، ايجاد ده فرد به طريق أولى موجب تحقّق امتثال است. بنابراين در اصل تحقّق امتثال، بحثى نيست. بحث در اين است كه آيا در اينجا يك امتثال تحقّق پيدا كرده يا اينكه به حسب تكثر افراد ايجاد شده، امتثال هم متعدّد مىشود؟ نتيجه وحدت و تعدّد امتثال، مسئله استحقاق ثواب است. اگر امتثالْ اتصاف به وحدت پيدا كرد، به مكلّف يك ثواب داده مىشود و اگر متعدّد شد، ثواب هم متعدّد مىشود. در اينجا سه نظريه وجود دارد: