اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٢ - نظريه امام خمينى رحمه الله در ارتباط با صفت تكلّم
و شجره يا چيز ديگرى در بين نبوده است. در نتيجه، اينگونه نيست كه تكلّم خداوند با بشر، حتماً نياز به واسطهاى داشته باشد.
نظريه امام خمينى رحمه الله در ارتباط با صفت تكلّم
امام خمينى رحمه الله پس از ذكر اقوال سهگانه، هر سه را ردّ كرده و مىفرمايد: كلام خداوند، بهمعناى وحى خداوند است. ما كه قرآن مجيد را بهعنوان «كلام اللَّه» مطرح مىكنيم و همين امر سبب شد كه عنوان «متكلّم» بر خداوند اطلاق شود، آيا همه قرآن بهوسيله ايجاد صوت در شىء ديگر تحقق پيدا كرده است؟ شكى نيست كه مسئله اينگونه نبوده است. آيا همه قرآن، بدون واسطه نازل شده است؟ خير، به اين صورت هم نبوده است. مسأله كلام نفسى هم كه باطل است و ما ادلّه بطلان آن را ذكر خواهيم كرد. پس كيفيت نزول قرآن به چه صورتى بوده است؟ امام خمينى رحمه الله مىفرمايد: كلام خداوند بهمعناى وحى خداوند است و ما حقيقت وحى را به آسانى نمىتوانيم درك كنيم. درك حقيقت وحى، متوقف بر مرتبه بالايى از علم و عمل و تحمل رياضت است. آيات متعددى در ارتباط با وحى وارد شده است، در يكجا مىفرمايد: (نَزلَ بِه الرّوح الأَمين عَلى قَلبك ...) [١]، يعنى روح الأمين، قرآن را بر قلب تو نازل كرد، كه شايد مسأله كلام هم- به اين صورت كه ما تصور مىكنيم- وجود نداشته است و يا اگر هم وجود داشته، دخالتى در ماهيت وحى نداشته است. در جاى ديگر مىفرمايد: (إنَّه لَقرآن كَريم، في كتابٍ مَكنون)، [٢] در اينجا «كتاب مكنون» ظرف براى قرآن كريم واقع شده است و ظرف و مظروف، دو چيز هستند. حال آيا مقصود آيه چيست؟ به اين زودى نمىتوان به معناى آيه پى برد.
[١]- الشعراء: ١٩٣ و ١٩٤
[٢]- الواقعة: ٧٧ و ٧٨