اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣١ - ١- كلام مرحوم بروجردى و امام خمينى رحمه الله در پاسخ به كلام مرحوم آخوند
عقوبت بر مخالفت امر مولاست، سبب انجام اوامر پروردگار شده است. بهطورى كه اگر مسأله ثواب و عقاب مطرح نبود، اينگونه افراد- كه در مراتب ضعيف ايمان قرار گرفتهاند- به سراغ عبادت نمىرفتند. همينطور، درجات متوسط و درجات بالايى وجود دارد كه هركدام در مورد خودشان بهعنوان علت اصلى و داعويت اصلى مطرحند.
علت عبادت بعضى، اين است كه خداوند منعم است و شكر منعم عقلًا واجب است و تجلّى شكر خداوند، در اطاعت اوامر خداوند است. و حتى ممكن است كارى به بهشت و جهنم هم نداشته باشد. علّت عبادت عدهاى ديگر، عظمت خداوند است. زيرا يكى از امورى كه در طبيعت انسان نهاده شده است، خضوع در برابر عظمت معنوى است كه بالاترين مراتب آن، عظمت مقام پروردگار مىباشد. بالاترين مرتبه عبادت، عبادتى است كه امير المؤمنين عليه السلام مطرح مىكند «إلهى ما عَبدْتك خوفاً مِن عِقابكَ وَ لا طَمعاً في ثَوابِك، بَل وَجدْتكَ أهلًا لِلعِبادة فَعبدْتك». [١] در اين عبارت لازم است روى كلمه «وجدت» دقّت شود. امير المؤمنين عليه السلام نمىگويد:
«من يقين. دارم كه تو اهل براى عبادت هستى پس تورا عبادت مىكنم» بلكه مىگويد:
«وجدتك» يعنى به عيناليقين يافتم كه تو اهل براى عبادت هستى، نه مجرّد يقين و نه مجرّد علم، بلكه عيناليقين. بنابراين دواعى عبادت متعدّد است. حال آيا امر مولا در ارتباط با اين دواعى چه نقشى دارد؟ امر مولا، زمينهساز تحقق اين دواعى است و بهعبارت علمى: صغراى اين كبريات را درست مىكند، بايد عقابى در كار باشد تا كسى بتواند خدا را به جهت خوف از عقابش عبادت كند. و اين عقاب را امر درست مىكند، چون بر مخالفت امر، استحقاق عقوبت مترتب است. بنابراين ارتباط مولا به اين داعى، ارتباط صغروى و زمينهاى است، يعنى اگر امرى نبود، عقابى هم وجود نداشت، «خوفاً من عقابه» نمىتوانست عنوان داعى و
[١]- بحارالأنوار، ج ٤١، ص ١٤، ح ٤