اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٦ - ١- كلام مرحوم بروجردى و امام خمينى رحمه الله در پاسخ به كلام مرحوم آخوند
طهارت بخواند و فرقى ميان اين دو وجود ندارد. نمىخواهيم بگوييم: «شرايط، داخل در دايره امر است»، روشن است كه شرايط، خارج از ذات مأمور به است، اما آنچه در ارتباط با امر، شهرت پيدا كرده «كه امر، داعويت به مأمور به دارد» درست نيست. آنچه داعويت دارد، خوف از عقاب است و در داعويت خوف از عقاب، فرقى ميان نماز و شرايط نماز وجود ندارد. زيرا همانطور كه ترك اصل نماز موجب ترتب عقاب است، ترك تحصيل طهارت هم موجب ترتب عقاب است. چه فرقى وجود دارد بين كسى كه نماز نخواند و كسى كه بدون طهارت نماز بخواند. و اگر ما داعويت را نسبت به شرايط پذيرفتيم، در باب اجزاء به طريق اولى بايد بپذيريم. اگرچه شما بگوييد: «اجزاء، مغاير با ذات مأمور به است و اجزاء- بما هي أجزاء- متعلّق امر نيستند بلكه كلّ، متعلّق امر است». در مسأله داعويت خوف از عقاب، فرقى بين اينها نيست. بالاخره آن نمازى كه انسان را از عقاب نجات مىدهد، نماز مشتمل بر اجزاء است و داعى هم عبارت از خوف از عقاب است. مراتب بعدى داعويت نيز همينطور است. شكر منعم، با نمازى تحقق پيدا مىكند كه اجزاء و شرايط را دارا باشد، لذا اگر ما داعى را شكر منعم قرار داديم، اين داعى، ما را دعوت مىكند به اين كه ذات مأمور به، اجزاء مأمور به و شرايط آن را انجام دهيم.
همچنين اگر برسيم به مرتبهاى كه امير المؤمنين عليه السلام در پيشگاه خداوند عرض كرد:
«وجدتك أهلًا للعبادة فعبدْتك»، در اينجا «عبدتك» يعنى نماز را با اجزاء و شرايط انجام دادم. «عبدتك» به دنبال وجدان اهليت و اينكه خداوند را به عيناليقين اهل براى معبوديت و پرستش يافته است مىباشد نه اينكه قبل از آن باشد. آيا مىشود كسى عبارت را اينطور معنا كند كه من ذات مأمور به را انجام دادم و كارى به شرايط و اجزاء آن ندارم؟ خير، عيناليقين، داعويت بهسوى عبادت كامل دارد، عبادتى كه همه اجزاء و شرايط را دارا باشد. در نتيجه راهى كه ما در ارتباط با داعويت مطرح كرديم، مشكل را- در همه مراحل- حل مىكند و ديگر لازم نيست ببينيم چه چيزى داخل در دايره متعلَّق و