اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤١ - كلام حضرت امام خمينى رحمه الله
ما بهوسيله زبان و در مورد خداوند، به احداث در شجره و سنگريزه و امثال آن است. ممكن است كسى بگويد: اگر ما كلمه «متكلّم» را در ارتباط با عنوان «كلام» بدانيم نه در ارتباط با «كَلْم»، اشكالات ذكر شده، برآن وارد نمىشود. در پاسخ مىگوييم: «كلام» داراى معناى حدثى و مصدرى نيست، بلكه بهمعناى «سخن» است و «سخن»، معناى مصدرى نيست و ما اگر بخواهيم «متكلم» را در ارتباط با «كلام» بدانيم، ناچاريم كلمه «ايجاد- كه معناى مصدرى و حدثى درست مىكند- به آن متّصل كرده و بگوييم: تكلّم، به معناى ايجاد كلام است و نمىتوان گفت: «تكلّم به معناى كلام است» پس آنچه مربوط به متكلّم است، سخن گفتن و ايجاد كلام است نه خود كلام، و بهلحاظ همين گفتن و ايجاد است كه سخن، با متكلّم، ارتباط پيدا مىكند. در اين صورت، به همان حرف اوّل برگشت مىكند و آن اين است كه همانطور كه تكلّم در انسان به معناى ايجاد كلام است در خداوند نيز بهمعناى ايجاد كلام است ولى با توجه به اينكه انسان داراى زبان است و خداوند از صفات جسميت منزّه است، ايجاد كلام در انسان، با زبان بوده ولى خداوند، در شجره و امثال آن، ايجاد كلام مىكند. و به اين ترتيب، جواب اشاعره داده مىشود ولى حضرت امام خمينى رحمه الله در اينجا كلامى دارند كه لازم است اشارهاى به آن داشته باشيم.
كلام حضرت امام خمينى رحمه الله
حضرت امام خمينى رحمه الله مىفرمايد: اطلاق «متكلّم» در مورد خداوند، نه بهصورتى كه معتزله گفتهاند صحيح است و نه بهصورتى كه بعض اهل تحقيق عقيده دارند. توضيح اينكه معتزله عقيده داشتند: تكلّم در مورد خداوند به اين صورت است كه خداوند، در شجره و سنگريزه و امثال آن، ايجاد كلام مىكند. و بعض اهل تحقيق عقيده داشتند: تكلّم بهمعناى ايجاد كلام است ولى ايجاد كلام در مورد ما بهوسيله زبان و در مورد خداوند بدون واسطه است.