اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٥ - بحث اوّل تقسيم واجب به تعبدى و توصّلى
چگونه قصد تقرّب سبب مىشود كه ماهيتِ شستن لباس، عوض شود؟ پس به مجرّد اينكه انسان عملى را كه در ارتباط با خداوند است، با قصد قربت انجام دهد، نمىتوان آن را عبادت ناميد، اگرچه داراى اجر و ثواب و موجب تقرّب به خداوند است. ولى چه دليلى بر عبادت بودن آن وجود دارد؟ اين مطلب حتى در مورد واجبات نيز مطرح است، مثلًا پرداخت زكات و خمس، قصد قربت لازم دارد و اگر كسى اين دو واجب را بدون قصد قربت انجام دهد ارزشى ندارد. ولى نسبت به كسى كه در مسجد نماز مىخواند گفته مىشود: «اين شخص مشغول عبادت است» اما اگر نزد مرجع تقليد نشسته و مشغول پرداختن خمس يا زكات است گفته نمىشود: «اين شخص مشغول عبادت است»، با اينكه در اينجا هم قصد قربت تحقّق دارد.
درحالىكه اگر ملاك صدق عنوان عبادت، وجود قصد قربت باشد، در هر دو وجود دارد. و يا اگر كسى مشغول تطهير لباس خود باشد و قصد قربت هم دارد آيا مىتوانيم بگوييم:
«اين شخص مشغول عبادت است»؟ خير، عبادت و پرستش داراى معنا و مفهوم خاصى است كه بهطور اجمال براى ما قابل فهم است. ما هرجا اطاعت باشد، به خودمان اجازه نمىدهيم كه كلمه عبادت را به كار ببريم. ولى در بعضى جاها كلمه عبادت بهكارمىرود، مثل: نماز، روزه، حجّ و .... ولى آيا اين خصوصيتى كه در عبادت وجود دارد از چه راهى ثابت مىشود؟ يكى از راههاى اساسى آن اين است كه خود شارع از آن به عبادت تعبير كرده باشد. بعضى گفتهاند: بعضى از افعال، ذاتاً عبادت مىباشند، مثل سجده كردن در مقابل غير كه ملازم با عبادت غير است. اگر سجده در مقابل خدا باشد، عبادت خدا و اگر در مقابل بت باشد، عبادت بت بهحساب مىآيد. و لازم نيست دليلى بيايد و عبادت بودن سجده را ثابت كند. ولى مسئله به اين صورت نيست. در ذات سجود، مسأله عباديت و عبوديت، نهفته نيست. شاهد اين مطلب اين است كه خداوند متعال به ملائكه امر كرد كه در مقابل