اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٦ - راه حلّ مرحوم آخوند
بحثى قرآنى
مرحوم آخوند در اينجا وارد يك بحث قرآنى شده و آن اين است كه در قرآن به موارد زيادى برخورد مىكنيم كه خداوند متعال استفهام مىكند. مثلًا از موسى عليه السلام سؤال مىكند: (و ما تلك بيمينك يا موسى) [١]. و استفهام، از شئون جهل است و كسى كه عارف و آگاه به واقعيات بوده و (بكلّ شىء عليم) [٢] است، چه معنا دارد كه استفهام كند؟ و يا در قرآن به موارد زيادى از تمنى و ترجّى برخورد مىكنيم. آياتى در قرآن داريم كه در آنها (لعلّهم يهتدون) [٣] بكار رفته است و لعلّ به معناى ترجّى- يعنى اميدوارى- است و اميدوارى در مورد عجز مطرح مىشود. كسى كه هيچگونه عجزى ندارد و قدرت او مطلق و (على كلّ شىء قدير) [٤] است، اميدوارى و ترجّى در مورد او چه معنايى دارد؟ اميد به اهتداء، در مورد كسى است كه جاهل باشد. و تمنّى در مورد كسى است كه عاجز باشد و چون در مورد خداوند متعال، هيچ شائبه جهل و عجز وجود ندارد، پس اين ليت و لعلّهايى كه در قرآن بكار رفته به چه معناست؟
راه حلّ مرحوم آخوند
مرحوم آخوند، همانطور كه براى طلب، وجودى انشائى قائل شد و مفاد هيئت افْعَلْ را عبارت از انشاء طلب قرار داد، در اينجا نيز مىگويد: ادوات استفهام، براى استفهام حقيقى وضع نشدهاند بلكه براى استفهام انشائى وضع شدهاند و استفهام انشائى، غير از استفهام حقيقى است. آنچه ملازم با جهل است، استفهام حقيقى است و اين ملازمه، در استفهام انشائى وجود ندارد. سپس مىفرمايد: ولى داعى بر اين
[١]- طه: ١٧
[٢]- الشورى: ١٢
[٣]- الأنبياء: ٣١، السجدة: ٣
[٤]- البقرة: ١٠٦