اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٦ - نظريه مرحوم بروجردى در ارتباط با تمايز ميان وجوب و استحباب
و استحباب را در ارتباط با چه چيزى مىدانيد؟ آيا مىخواهيد بگوييد: وجوب و استحباب، در تمام ذات با هم مشتركند؟ يعنى وجوب و استحباب در چيزى شبيه به جنس و فصل- چون در امور اعتبارى، جنس و فصل حقيقى وجود ندارد- با هم اشتراك دارند و اختلاف آنها مربوط به امرى خارج از ذات و ذاتيات است، شبيه آنچه در اختلاف و تمايز زيد و عَمرو گفته مىشد كه در تمام ذات و ماهيت با يكديگر اشتراك دارند ولى در عوارض مشخّصه اختلاف دارند؟ آيا مىخواهيد بگوييد: وجوب و استحباب، در تمام ذات، مشتركند و تمايزشان به مقارنات است؟ در اين صورت آن ذاتى كه شما بيان مىكنيد، عبارت از چيست؟ شما كه تصريح كرديد وجوب و استحباب، دو قسم از طلب نيستند و طلب، يك چيز است و وجوب و استحباب، از مقارنات استفاده مىشود. پس آن ذاتى كه اين دو در آن اشتراك دارند چيست؟ آيا مىخواهيد بگوييد:
ذات در هر دو عبارت از نفس طلب است و اين مقارنات، خارج از ذات طلب بوده و ربطى به طلب ندارد؟ ما مىگوييم: در تقسيم، مگر هميشه بايد اشياء بهعنوان ذات مطرح باشند؟ ما وقتى مىگوييم: «الإنسان إمّا عالم و إمّا جاهل» آيا اين تقسيم غلط است؟ خير، غلط نيست، درحالىكه علم و جهل، ربطى به ماهيت انسان ندارد. آيا شما مىگوييد: اين تقسيم درست نيست و ما دو جور انسان نداريم؟ خير، ماهيت انسان، حيوان ناطق است و حيوان ناطق، هم در مورد عالم تحقق دارد و هم در مورد جاهل.
بنابراين در تقسيم لازم نيست هميشه جانب ذات را ملاحظه كنيم بلكه جهات خارجيه و مقارنات هم مصحّح تقسيم مىباشند. پس ما- طبق بيان شما- مىتوانيم بگوييم:
وجوب و استحباب، در يك ماهيتى اشتراك دارند و بايد يك جهت امتيازى بين آنها وجود داشته باشد، ولى آيا اين جهت امتياز چيست؟ در كلام شما- بهعنوان مقام ثبوت- چيزى براى جهت امتياز ذكر نشده است. لذا بهنظر مىرسد كلام مرحوم بروجردى هم كلام قابل قبولى نيست. نتيجه بحث در ارتباط با حقيقت وجوب و استحباب از ملاحظه نظريات مختلف در اين زمينه در مىيابيم كه آنچه بهنظر نزديكتر