اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٢ - دليل اوّل همان نسبتى كه بين عرض و معروض در تكوينيات وجود دارد، بين حكم و متعلّق حكم در شرعيات نيز وجود دارد
اراده است. ولى آيا متعلّق اين اراده چيست؟ اگر اراده، بايد به مراد خارجى تعلّق بگيرد و بدون مراد خارجى تحقق پيدا نمىكند، چطور يك ساعت قبل از شركت در درس اراده مىكنيد شركت در درس را؟ در حال اراده كه شركت در درس واقعيتى ندارد و هنوز تحقق پيدا نكرده است، پس اراده شما به چه چيزى تعلّق گرفته است؟ عين همين مسئله در باب علم نيز مطرح است. علم هم يك واقعيت نفسانيهاى است كه نياز به معلوم دارد. اگر معلوم، امرى است كه بعداً مىخواهد تحقق پيدا كند، آيا الآن كه معلوم متحقق في الخارج نداريم، علم هم نداريم؟ محققين مىگويند: در باب علم، يك معلوم بالذات وجود دارد و يك معلوم بالعرض، موجود در خارج همان معلوم بالعرض است و معلوم بالذات، عبارت از صورت ذهنيّه اين معلوم بالعرض است. يعنى مثلًا شما كه الآن عالم هستيد به اين كه سه روز ديگر جمعه است، با وجود اينكه جمعه الآن تحقق پيدا نكرده است ولى علم، قطعاً تحقق دارد. پس معلوم شما چيست؟ معلوم شما همان صورت ذهنيه از روز جمعه است كه الآن در نفس شما وجود دارد. ارتباط اوّلى با علم را، آن صورت ذهنيّه دارد و روز جمعهاى كه سه روز ديگر تحقق پيدا مىكند، ارتباط بالعرض با علم دارد. پس چون اين صورت ذهنيّه، صورت ذهنيّه آن واقعيت است، آن واقعيت، اتصاف به معلوميت پيدا مىكند ولى اتصاف آن به معلوميت بهعنوان معلوميت بالعرض است. لذا محققين در باب علم مىگويند: ما يك معلوم بالذات داريم، كه در حالِ علم، تحقق دارد- ولى در نفس شما و در ذهن شما- و آن صورت ذهنيه معلوم در خارج است و خود معلوم در خارج، عنوان معلوميت بالعرض را دارد. در باب اراده نيز همينطور است. شما وقتى از منزل خارج مىشويد، بدون شك، ارادهاى داريد و اراده، هم امر واقعى است و هم نياز به متعلّق دارد كه نمىتوان گفت:
فعلًا متعلّقى وجود ندارد، در نتيجه بايد بگوييم: متعلّق اين اراده عبارت از صورت ذهنيّه مراد است و آن صورت ذهنيّه، در حال اراده وجود دارد، اگرچه مراد، بعداً تحقق پيدا مىكند. شما الآن اراده مىكنيد يك ماه بعد به مسافرت برويد، مراد شما الآن تحقق